يادمه زمان جنگ دو تا شبکه تلويزيوني بيشتر نداشتيم . شبکه اول برنامه هايش را از ساعت 5/2 شروع مي کرد و تا ساعتهاي 10 تمام مي شد و شبکه دوم هم از ساعت 4 يا 5 تا 30/10برنامه داشت . بعد جنگ کم کم هم بر تعداد شبکه ها افزوده شد و هم حجم برنامه افزوده شد . الان هر وقت تلويزيون را روشن کني برنامه داره و دوتا شبکه سراسري هم که شبانه روزي است .
در عصري که ما زندگي مي کنيم و به عصر انفجار اطلاعت معروف شده حضور رسانه اي که ملزم به رعايت شئونات انساني و ديني هست واقعاْ جاي خوشحالي دارد .
تهاجم فرهنگي غرب عليه اسلام و انقلاب اسلامي دغدغه همه دلسوزان نظام بوده و هست ولي ما اکثراْ مصاديق آن را در پوشش جامعه جستجو کرديم گرچه نوع رفتار و پوشش مردم نشانه اي از اعتقادات دروني آنهاست ولي اثرات اصلي تهاجم در افکار و انديشه هاي مردم نهفته است و بايد فکري براي آن کرد .
ديد ما به تلويزيون و راديو به عنوان ابزاري براي آموزش و هدايت فرزندانمان در جهت اهداف انقلاب بوده ولي چند سالي هست که بنده به شخصه در مورد برنامه هاي مختلف تلويزيوني بخصوص سريالها و فيلمهاي سينمايي دچار ترديد شده ام . ترويج رفاه طلبي و ثروت اندوزي و بددهني جزوء سياستهاي رايج سيما شده . براي من غير قبوله که براي جذب مخاطب قبح ضدارزشها در رسانه ملي شکسته شده و ارزشهاي انقلاب اسلامي مورد بي مهري قرار گيرند .
در کشورهاي غربي پس از گذشت ?? سال هنوز هم فيلمهايي درباره جنگ جهاني دوم و حماسه آفريني سربازانشان در رفع تجاوز آلمان نازي ساخته و عرضه مي شود ولي در رسانه ما با اينکه کمتر از دو دهه با جنگ تحميلي فاصله نگرفته ايم به همين زودي فرهنگ جبهه که به حق تبلوري از اسلام ناب محمدي (ص) بود به فراموشي سپرده شده در نتيجه نسل امروز با دفاع مقدس و پرافتخار ما بيگانه شده است .
حضرت امام خميني (ره) که بنيانگذار بزرگترين انقلاب جهاني بودند فقط در سالگرد رحلتش در رسانه ها مطرح مي شود و افکار و انديشه هاي اين ابر مرد تاريخ که مي بايست به اشکال مختلف تبيين شده و به نسلهاي آتي منتقل گرد کم کم به فراموشي سپرده مي شود .
امروز شبکه هاي مختلف تلويزيون مروج مد و مدگرايي شده و انواع مد لباسهايي را که شهرستانيها از آن خبر ندارند از طريق همين رسانه ملي مي بينند و الگوسازي مي کنند .
چند روز پيش سوار تاکسي شدم . صداي آهنگ تندي در فضاي تاکسي پيچيده بود . خواستم اعتراضي کنم ولي صبر کردم شايد راننده به خاطر ريش و سبيل بنده اگر آهنگ را قطع نکرد صدايش را کم کند. تو اين افکار بودم که ديدم آهنگ قطع شد و مجري راديو شروع به صحبت کرد . از خودم شرمنده شدم که راديوي ما آهنگهاي تند خارجي را که در غنا بودن آنها شکي نيست به اين راحتي و بدون ملاحظه پخش مي کنند .
ما هميشه مدافع انقلاب و نظام اسلامي و نهادها و بخشهاي وابسته به آن بوده و هستيم ولي نمي توانيم استحاله فرهنگ اسلامي را ببينيم و ساکت بنشينيم چه اين کار توسط دشمن صورت بگيرد و يا دوستان نادان و يا عوامل نفوذي دشمنان .
افزايش کميت برنامه هاي راديو و تلويزيون نبايد منجر به افت کيفيت آن شود و مهمتر از آن به اين بهانه نمي توان تهاجم به فرهنگ اسلامي را در رسانه خودي ناديده گرفت .
به نظر مي رسد رسانه ملي به يک خانه تکاني جدي نياز دارد . بايد تغييرات اساسي در آن بوجود آيد . فرهنگ ناب محمدي (ص) محور همه سياستها و برنامه هاي رسانه قرار گيرد و هر برنامه اي مي بايست بار فرهنگي داشته و پيامهاي اسلامي را در مخاطب القاء کند . در انتخاب مجريان و بازيگران تجديد نظر شود . مگر مي شود در رسانه اسلامي مجريان و بازيگراني حضور داشته باشند که حتي به ظواهر احکام و قوانين اسلامي پايبند نيستند ؟!
بنده تا اين حد اکتفا مي کنم و اميدوارم مسئولين رسانه ملي خود به فکر پيرايش راديو و تلويزيون باشند و انتظاري را که حضرت امام خميني (ره) از ايشان داشته و مقام معظم رهبري بر آن صحه گذاشتند تامين نمايند تا کار به جايي نرسد که مومنين فرزندان خود را از تماشاي تلويزيون منع کنند که آنروز روز عزا براي رسانه اسلامي است !
اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر / ياعلي
اين يادداشت را بنابه دعوت برادر بزگوارم حامد طالبي که در حرکتهاي فرهنگي پيشتاز هستند نوشتم و از دوستان عزيزم مديران وبلاگهاي پيام دل – قصه بچه بسيجي – منطقه ممنوعه – ارمينه – شهيد شريفي – پاک ديده – آهستان – عصر انتظار – جامي از فرهنگ – جمهوريت - نافذ - نقد ملس - مجاهد - سوزنبان - تا صبح انتظار هم درخواست مي کنم در اين حرکت وبلاگي شرکت نمايند .
دوستان بزرگوار بعد از نوشتن مقاله به اينجانب و يا آقاي طالبي اطلاع دهيد تا نام وبلاگ و مقاله لينک شود .
رسانه ملی نیازمند خانه تکانی است
جولای 24, 2007 در 1:56 ق.ظ (Uncategorized)
آیا شریعتمداری سب نبی کرده؟!
جولای 20, 2007 در 1:08 ب.ظ (Uncategorized)
هرجا انگلیس حضور داشته اختلاف ایجاد کرده چه آن زمانی که ابر قدرت بود و نصف دنیا را در اختیار داشت و چه زمانی که در سایه آمریکا سیاستهایش را اعمال کرده .
بعد از فروپاشی دولت عثمانی انگلیس فریبکار کشور بزرگ عثمانی را به کشورهای کوچک تقسیم کرد ولی طوری اینکار را کرد که همیشه اختلافات مرزی بین این کشورها باقی بماند و در آینده این موضوع (اختلافات مرزی) موجب ایجاد تنش در منطقه شود . حالا هم در سایه آمریکا آمده تا جغرافیای سیاسی منطقه را تغییر دهد و این هوشیاری ممالک اسلامی را می طلبد تا فریب او و آمریکا را نخورند .
نقشه های جغرافیایی سالهای دور و نزدیک نشان می دهد که علاوه بر جزایر سه گانه کشورهایی که ادعای ارضی نسبت به کشور ما دارند روزگاری جزوء کشور بزرگ ایران بودند که با بی مبالاتی شاهان حاکم به تدریج از ایران منفک شده اند و قبل از انقلاب هم با بی کفایتی شاه ملعون استانی از کشورمان منفک شده و کشوری بنام بحرین زاده شد .
بنده نمی خواهم به اسناد تاریخی استناد کنم که همه بر تسلط ایران بر جزایر سه گانه اذعان دارد و هیچ شکی در آن نیست بلکه آنچه که مد نظرم هست نوع برخورد کشورهای خلیج فارس با ماست .
آنها در حالیکه ادعا دارند مسلمانند ولی سیاستهای دشمنان اسلام را مو به مو اجرا می کنند . در بحث قدس که مهمترین موضوع جهان اسلام هست سیاست کجدار مریز آنها در واقع به نفع رژیم صهیونیستی تمام شده و به قول وزیر خارجه سابق کشورمان کشورهای عربی به جای مبارزه با اسرائل روابط پنهان خود را با او قطع کنند
حمایت آنها از گروههای تروریستی عراقی و اختلاف افکنی بین شیعه و سنی و کشتار شیعیان به نفع اشغالگران بوده و به ضرر مسلمین . ولی ادعای بی ریشه امارات و حمایت کشورهای خلیج فارس چه اهدافی را دنبال می کند ؟
همانطور که عرض کردم انگلیسیها هرجا حضور داشتند بستری را برای اختلاف ایجاد کردند و به نظر می رسد تاکید بر ادعای پوچ امارات زمینه ای است برای جنگهای آینده و اگر این کشور و هم پیمانانش توان نظامی قابل ملاحظه ای داشتند همانند رژیم بعث عراق خود را درگیر جنگی می کردند که در واقع به نفع دشمنان اسلام و به ضرر مسلمین است .
آنها در حالی دم از وحدت اسلامی می زنند که خود عامل تفرقه اند . چرا وقتی آنها در هر جمعی و کنفرانس و همایش کوچک و بزرگی بر ادعای پوچ امارات صحه می گذارند اتحاد مسلمین خدشه دار نمی شود و دخالت در یک کشور اسلامی نیست ولی وقتی یک روزنامه نگار ایرانی که به حق دیدگاه بخش زیادی از مردمش را منعکس می کند اینگونه برآشفته و حتی او را محارب با خدا دانسته و قتل او را واجب می شمارند . مگر آقای شریعتمداری سب نبی کرده و یا جواز تجاوز به یک کشور اسلامی را صادر کرده است؟!
اگر تمامیت ارضی کشورهای اسلامی برای آنها مهم هست چرا در قضیه فلسطین انفعالی برخورد می کنند . چرا در عراق آشکارا با اشغالگران همکاری کرده و می کنند و …
این حکومتهای کوچک بقا خود را وابسته به دشمنان اسلام کرده اند چرا که از حمایت مردمی برخوردار نبوده و رابطه خوبی با ملتهای خود ندارند فلذا مجبورند برای حفظ خود مطیع استعمارگران شوند .
در این میان رفتار وزارت امورخارجه کشورمان هم در شان ملت بزرگ ایران نبود و سفر شتاب زده وزیر امورخارجه مان به بحرین و مهر تایید نهادن بر شانتاژ تبلیغاتی آنها کار جالبی نبود . باید به کشورهای حاشیه خلیج فارس گوشزد می شد که جواب های هوی هست و اگر آنها بر ادعایی پوچ مهر تایید می زنند باید منتظر عکس العمل مردم ما هم باشند .
با امید روزی که ملل اسلامی از یوغ استعمار و استبداد آزاد کشته و جبهه واحدی را در برابر دشمنان اسلام تشکیل دهند .
اللهم عجل لولیک الفرج / یا علی
پشت پرده پروژه امیر کبیر
جولای 6, 2007 در 1:21 ق.ظ (Uncategorized)
دهم ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۶ چهار نشريه دانشجويي در دانشگاه اميركبير مطالبي را منتشر كردند كه آبستن حوادث، تهمت ها و اظهار نظرهاي زيادي شد.
به گزارش سايت دانشجويان مستقل، حدودا پنج ماه قبل از رخداد اين حادثه در دانشگاه اميركبير برخي از دانشجويان دانشگاه اميركبير همچون احمد قصابان، مجيد توكلي و احسان منصوري در فشم با همديگر جلسه مي گذارند و راهكارهاي خروج از فضاي آرام دانشگاه را بررسي مي كنند.
بر اساس اين گزارش، اين زمان تقريبا مطابق زماني است كه نمايندگان تشكل هاي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل، بسيج دانشجويي، دفتر تحكيم وحدت، جامعه اسلامي دانشجويان، جنبش عدالتخواه دانشجويي، اتحاديه تشكل هاي دانشجويي دانشگاه ازاد، سازمان اسلامي دانشجويان ايران و مجمع تشكل هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه آزاد نيز در فكر ايجاد يك فضاي با نشاط با محوريت دانشجويان مسلمان با تاكيد بر وحدت در منافع ملي بودند و جلسات مداومي را براي رسيدن به نتيجه برگزار مي كردند.
اما پسران نابغه ي دانشگاه امير كبير و همكلاسي هاي خائني همچون افشاري، پس از بررسي موضوع ولايت فقيه به اين نتيجه مي رسند كه ديگر اين موضوع نمي تواند فضاي دانشگاه را به سمتي ببرد كه بتواند بازخوردي كشوري داشته باشد و آنها راهكار خروج از وضعيت فعلي را در اهانت به مقدساتي همچون پيامبر اكرم مي بينند كه بايد با زير سؤال بردن احترام و تقدس ايشان ديگر محلي براي ديگر مقدسات، همچون ولايت فقيه نگذاريم و با همديگر به اين اعتقاد مي رسند كه دانشگاه نياز به يك حركت انفجاري دارد.
البته نمايندگان تشكل هاي دانشجويي نيز درست در همين روزها در حال نگارش منشور جنبش دانشجويان ايران اسلامي هستند تا بتوانند با تعيين نقاط مشترك خود همچون منافع ملي و اعتقادات ديني در جهت ايجاد يك فضاي سالم رقابتي و با در نظر گرفتن نقاط اشتراك خود گام بردارند تا اولين منشور تاريخ جنبش دانشجويي را به نام اين نسل ثبت نمايند.
پس از توافق بر سر كليت اين طرح آنها كار نگارش مقالات و آماده سازي نشريات را مابين خود تقسيم مي كنند كه بر اين اساس احمد قصابان مسئول نگارش مقاله فاحشه ها در كجاي شهر بيشترند؟ و مجيد توكلي نيز مسئول نگارش هيچ كس مقدس نيست و كلاغ ها مي گردد. همچنين احسان منصوري نيز در شب قبل از ماجرا صفحه بندي و آماده سازي نشريه را انجام مي دهد، تا به خيال خود بتوانند در جهت خروج از فضاي رخوت در دانشگاه گام مهمي بردارند.
و البته دقيقا در همين زمان و به مناسبت ۱۰ ارديبهشت ماه روز ملي خليج فارس و همچنين پرده برداري از منشور جنبش دانشجويان ايران اسلامي، دانشجويان ايراني به دعوت تشكل هاي دانشجويي لبيك گفتند و در بزرگترين همايش دانشجويي سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي شركت نموده و در مسير تهران تا كنار آب هاي نيلگون خليج فارس شركت كردند.
ساعت ۵ صبح روز ۱۰ ارديبهشت ماه احسان منصوري نشريات آماده شده را به علي صابري مي دهد تا اقدامات لازم را در جهت چاپ نشريان انجام دهد. البته اين روند پيش از اين نيز توسط علي صابري براي چاپ نشريات انجام مي شده است و احتمال اينكه وي از مطالب اين نشريات اطلاعي نداشته است، وجود دارد.
اما به هر ترتيب وي پس از آماده شدن نشريات آن را به دانشگاه مي برد و عباس حكيم زاده به همراه احمد قصابان نشريات چاپ شده را در ۳ نقطه دانشگاه قرار مي دهند.
البته بايد اشاره كرد كه عباس حكيم زاده در عين عدم دخالت در امور اجرايي از ماجراي نشريات آگاهي داشته است و به همين دليل مورد اعتماد براي پخش در دانشگاه قرار مي گيرد.
اما نكته جالب اينجاست كه برخلاف انتظار پسران نابغه مطالب نشريات نه تنها مورد استقبال دانشجويان قرار نمي گيرد بلكه اكثر آنها نسبت به مطالب مندرج در نشريات معترض مي شوند و در اين هنگام به نظر مي رسد كه علي صابري تازه متوجه مي شود نشرياتي را كه براي چاپ رفقايش به وي دادند چه مطالب توهين آميز و بي پايه اي دارد و به پيش دوستانش مي رود و محكم به سر خود مي كوبد كه دانشجويان نسبت به مطالب چاپ شده معترض هستند.
اما مجيد توكلي به دوستان خود آرامش مي دهد و مدعي مي شود كه لحظه اي به او اجازه بدهند وي كارها را درست مي كند و بعد در بين دانشجويان حاضر شده و مدعي مي شود كه اين نشريات را بسيجي ها زده اند! تا ما را خراب كنند و اين طرح براي اولين بار توسط مجيد توكلي براي خروج از بن بست پيش آمده مطرح مي گردد كه البته در روزهاي بعد توسط برخي رسانه ها همچون ايلنا و ايسنا پرورش پيدا مي كند و طراحان اين پروژه به صورت جانبدارانه اي از طرف سياست گذاران اين رسانه ها مورد حمايت واقع مي شوند.
و سناريوي اتهام به دانشجويان مذهبي دانشگاه كليد مي خورد، كه هر روز با دروغ پردازي از طرف جريان افراطي رقم مي خورد.
البته آنها به دنبال اين بودند تا از فضاي گل آلود موجود در دانشگاه بيشترين استفاده را ببرند و پروژه برگزاري انتخابات انجمن جعلي و غير قانوني دانشگاه را نيز برگزار نمايند كه دانشجويان عضو اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر كشور با حضور گسترده خود كه البته به دليل هماهنگي يك روزه اين تحصن قطره اي از ظرفيت دانشجويي اين اتحاديه بود. نسبت به انجام اين انتخابات غير قانوني معترض شدند و حمايت خودشان را از انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير كه به حق در اين ماجرا مظلوم واقع شده بود اعلام نمودند و برنامه براندازي نرم آنها را با مشكل روبرو كردند. تا جايي كه آنها مجبور به تعويق اين كار غير قانوني خود در دانشگاه شدند.
اما متحصنين در مقابل دانشگاه مطالبات ديگري را نيز پيگيري مي كردند و آن پيگيري دقيق اين حادثه از سوي مراجع ذي صلاح و اخراج آنها از صحن مقدس دانشگاه بود و اين مطالبات به حق جريان دانشجويي مسلمان بالاخره نتيجه داد و در اولين گام پس از دستگيري احمد قصابان، علي صابري (دبير انجمن منحل شده دانشگاه اميركبير) و عباس حكيم زاده (فردي كه بيشترين مصاحبه ها را با رسانه هاي غربي داشته است) نيز بازداشت مي شوند.
اما با گذشت چند وقت از اين ماجرا مجيد توكلي به دوستان خود كه برخي از آنها صاحبان نشرياتي بودند كه توسط وي و دوستانش جعل شده بود معترف مي شود كه اين كار وي بوده است و لوگوي نشريات را ايشان در اختيار داشته و مطالب را با نام نشريات مختلف به چاپ رسانده، كه يكي از دانشجويان به نام خليل پور نسبت به اين كار وي معترض مي شود و درگيري بين آنها رخ مي دهد. كه يكي از نتايج اين درگيري افشاي پشت پرده اين ماجرا و دستگيري ديگر مجريان اين پروژه است.
در روز چهارشنبه ۳۰ خردادماه در زندان اوين جلسه اي با حضور بازداشت شدگان و اساتيد مختلف دانشگاه از طيف هاي مختلف فكري و سياسي برگزار مي گردد كه بازداشت شدگان در مقابل اساتيد دانشگاهيشان به كارهاي انجام گرفته خود اعتراف مي كنند و هرگونه اعتراف خود را از روي شكنجه رد مي نمايند.
همچنين در روز دوشنبه ۴ تيرماه خانواده هاي بازداشت شدگان با آنها ديدار و گفتگو كردند كه از حال مساعد فرزندان خود خبر دادند و هرگونه برخورد فيزيكي با فرزندان خود را رد كردند.
اما پس از اين جلسه فردي به نام ابوالحسني مدعي شد كه احمد قصابان در اين جلسه به مادر خود مي گويد كه من هرچه را كه اعتراف كردم دروغ بوده است!
كه اين ادعا باعث مي شود كمي فضاي دانشگاه به سمت تشنج كشيده شود اما طبق صحبت هاي انجام شده با مادر قصابان وي چنين حرف هايي را تكذيب مي كند و در خصوص برخورد با فشار و شكنجه مي گويد: من مادر هستم، و هر روز دارم با فرزندم در زندان اوين صحبت مي كنم و مي دانم كه او هيچگونه اضطرابي ندارد!
و اين پرونده همچنان مفتوح مي باشد….
البته همچنان سوالاتي همچون انتشار اين خبر پيش از رخداد آن توسط سايت روزنا متعلق به اعتماد ملي و ارتباط اين حادثه با عوامل بيرون دانشگاه و حلقه متصل كننده اين ارتبط وجود دارد كه مي توان آن را از ماجراي بدست آمده مهمتر دانست چرا كه اين افراد از نگاه طراحان اصلي خارج دانشگاه نقشي همچون دستمال كاغذي را دارند و به راحتي مي توانند فردا و فردا بازهم از اين گونه اقدامات را طراحي نمايند.
مشكلي به نام بنزين
جولای 3, 2007 در 5:51 ب.ظ (Uncategorized)
دولت آقاي احمدي نژاد از روزي كه تشكيل شده كارهاي بزرگي را كه در دولتهاي سابق جرات انجامش را نداشتند به سرانجام رسانده .
مقابله با مافياي اقتصادي ، ارتباط تنگاتنگ با مردم در سفرهاي استاني ، تكميل پروژه سد سيوند و راه اندازي آن ، ايستادگي مردانه در برابر زياده خواهي دنياي استكبار در رابطه با انرژي هسته و دفاع تمام عيار از حق مسلم كشور و نسلهاي آينده و اخيراً سهميه بندي بنزين و شروع به ساخت دو پالايشگاه بنزين .
دولتهاي پيشين بر ضرورت كنترل بي رويه مصرف بنزين اذعان داشتند ولي نمي خواستند با سهميه بندي آن آراء و افكار عمومي را از خود رنجيده خاطر كنند . براي انها راي بيشتر بمنظور رسيدن به قدرت مهمتر از آينده كشور بود و اگر رفاه مردم برايشان اهميت داشت بايد اقداماتي را در گذشته انجام مي دادند تا در چنين وضعيتي با اين گرفتاريها روبرو نمي شديم .
آنها مي بايست بستر لازم را براي كنترل سوخت ايجاد مي كردند . توسعه شبكه لوله كشي گاز به تمامي شهرها . ايجاد پمپهاي گاز طبيعي در كنار پمپ بنزين . گسترش شبكه برق رساني به روستاها و برقي كردن پمپهاي آب و …
حالا دولت آقاي احمدي نژاد بايد چوپ سهل انگاري اونها را بخورد . از يك طرف به جايي رسيده ايم كه سهميه بندي بنزين يك ضرورت انكار ناپذيره و از طرفي ساختار و ساز و كار آن مهيا نشده و از طرف ديگر علاوه بر رفع نواقص طرح بايد جوابگوي شانتاژهاي تبليغاتي همانهايي باشد كه در دوره حكومتشان اين كارها را مي بايست انجام مي دادند .
و اما مهمترين نواقص طرح كه مي بايست به آنها پرداخت بدين شرح است :
1- با توجه به اينكه خودروهاي موجود در كشور هركدام ميزان مصرف متفاوتي دارند بايد سهميه بندي بر آن اساس تغيير يابد . مثلاً ميزان مصرف پيكان سواري و پرايد و پژو 206 و سمند و … متفاوت هستند .
2- براي مسافرتها سهميه بنزين اختصاص داده شود .
3- در شهرهاي بزرگ كه مسافت طي شده براي رسيدن به مقصد زياده به طور ظبيعي مصرف هم بالا مي رود .
4- از توليد خودروهاي پرمصرف جلوگيري شده و خودروسازان تحت فشار قرار گيرند تا ميزان مصرف سوخت خودروهاي توليدي خود را پائين آورده و به استانداردها جهاني نزديك كنند .
5- سهميه اي براي پمپهاي آب كشاورزان مخصوصاً در فصل كشاورزي در نظر گرفته شود و همينطور براي تراكتورها .
6- براي مقابله با بازار سياه ناشي از سهميه بندي سوخت ، بنزين با قيمت آزاد و معقول عرضه شود .
7- در تحويل كارت سوخت خودروهايي كه تاكنون كارت دريافت نكردند تسريع شود . پيشنهاد مي كنم همچون كارت سوخت موتورسيكلت با ارائه فرم ثبت نام اينترني كارت سوخت صادر شود .
8- همزمان با افزايش جايگاههاي سوخت گاز CNG خودروهاي توليد سالهاي اخير به منبع سوخت گازي مجهز شوند .
9- ساخت پالايشگاههايي كه شروع شده با جديت دنبال شود .
10- براي رضايت مندي مردم از افزايش خود سرانه كرايه تاكسي ها جلوگيري شود .
11- براي سواري هاي مسافر كش كه منبع در آمد معاش روزانه خود را از اين طريق تامين مي كنند سهميه خاص در نظر مي گيرند .
12- براي افراد معلول و جانباز كه مجبورند مدام از خودرو استفاده كنند سهميه اضافي در نظر گرفته شود .
به اميد توفيق روز افزون دولت عدالتخواه
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر / يا علي
تبعات اسلام آمریکایی !
جولای 3, 2007 در 5:50 ب.ظ (Uncategorized)
پس از انتشار فیلم مصافحه آقای خاتمی با دخترهای ایتالیایی بحثهای داغی در سطح رسانه ها و مخصوصا از جانب طرفداران ایشان و منتقدین مطرح بوده و هست . بعلت حساسیت موضوع و اثرات منفی که بر جامعه گذاشته لازم دیدم برای تنویر افکار عمومی بیشتر به این موضوع بپردازم .
نفس دست دادن یک مسلمان با نامحرم به استناد احکام دین حرام هست و غیر قابل توجیه والبته انتشاراین عمل هم نادرست ، ولی باید این را در نظر بگیریم نه دنیای امروز محیط بسته ای هست که بتوان اطلاعات را در حوزه ای مخفی کرد و نه آقای خاتمی شخصیت عادی هستند که عملکرد او فقط مربوط به خودش بوده و تبعات آن جامعه را در برنگیرد .
از روزی که فیلم در سایتهای خارجی قرار گرفت و برای اولین بار توسط سایت بازتاب منتشر گردید هر دو گروه مرتبط در این قضیه مواضع متفاوتی را اتخاذ کردند .
در ابتدا موضوع با احتیاط مورد نقد قرار گرفت و افکار عمومی منتظر عذرخواهی آقای خاتمی بودند که متاسفانه طرفداران ایشان روش غیر منطقی را اتخاذ کرده و دفتر گفتگوی تمدنها با ناشی گری و آقای خرازی با ساده انگاری سعی در توجیه کار ایشان نمودند غافل از اینکه اینجا کشور اسلامی هست و مردم ارتکاب گناه آنهم از سوی یک مسئولی که 8 سال زمام امور کشور را در دست داشت برنمی تابند .
باشکست این طرح رسانه های وابسته تلاش کردند تا صورت مسئله را مخدوش کنند و با یک حرکت رو به جلو مطرح کردن این موضوع را در جهت تخریب شخصیت آقای خاتمی قلمداد کردند و حتی بعضی از وبلاگهایی که از سایتهای وابسته به جناح دوم خرداد خط می گرفتند نقد از ایشان را به مثابه تخریب پایه های نظام دانسته و منتقدین را ضدانقلاب خطاب می کردند .
غافل از آنکه انقلاب و نظام اسلامی قائم به شخص نیست . چه بسا مسئولین بلند مرتبه و برجسته تاثیرگذار رفتند ولی انقلاب و نظام هنوز پابرجاست و به پیش می رود .
پس از آنکه دیدند افکار عمومی با این طرح هم اقناع نشد دست به ترفندی دیگر زدند که به نظرم بسیار خطرناک هست .
آقای میبدی با استناد غلط به فقه و احکام اسلامی تلاش کرد تا گناه ایشان را موجه جلوه دهد و بدتر از آن برای اینکه راه را برای دیگر تخلفات آشکار جناحشان باز گذارد به مراجع تقلید توصیه کردند تا در مورد اینگونه احکام تجدید نظر کنند و برای خواسته خود مثالهایی هم آوردند که برای اهل فن غیر قابل قبول و باور بود .
مگر چه ضرورتی داشت تا آقای خاتمی شخصاً به سمت دختران رفته و ضمن گفتگو با آنان مصافحه کند ؟! اگر دست نمی دادند شخصیت ایشان لکه دار و یا اسلام و انقلاب اسلامی در عرض خطر قرار می گرفت ؟ بنده در واکاوی رفتار ایشان یک گریزی می زنم به دوره اصلاحات و در واقع ریشه اینگونه رفتار خلاف عرف و دین را در آن دوران می دانم .
بعد پیروزی آقای خاتمی در دوم خرداد 76 تئوریسینهای جبهه دوم خرداد تلاش کردند تا رای به خاتمی را رای بمنزله رویگردانی مردم از اسلام و انقلاب و امام (ره) قلمداد کنند و رویه ای را در پیش گرفتند که ملت فراموش شد و همه هم و غمش این گروه تحمیل دمکراسی آنهم از نوع غربی اش بر این مردم مومن انقلاب کرده بود .هر روز طرحی و پروژهای هماهنگ و نشات گرفته از غرب مطرح می شد . کار به جایی رسید که گفتند ما امام و راه او را لازم نداریم و اگر مردم روزی انقلاب کردند و او را به رهبری برگزیدند تحت تاثیر شرایط آن روزگار بوده و حالا باید او را به تاریخ سپرد که اینگونه هم کردند . جوانان را وارد عرصه های سیاسی کرده و در کشمکشهای سیاسی آنها را بکار گرفته و برای عقب نشینی نظام از مواضع اصولی خود توقعات آنها را تا آن حد بالا بردند که اکنون جوانان تربیت یافته آن دوران همه چیز را برای خود می خواهند و از جامعه طلبکار بوده و مسئولیتی در قبال آن احساس نمی کنند . غرب را قبله آمال خود می دانند و از دین و فرهنگ خود شناخت کافی ندارند و …
اصلاح طلبان دین را افیون جامعه می دانستند و د ردوران آنها مردمی که از مراجع تقلید تبعیت می کردند به میمون تشبیه داده شدند و احکام اسلامی را عقب مانده و آن را تا حد عبادات فردی تنزل دادند . بسیاری از قوانین دین را غیر ضروری دانسته و جایگاه رهبری معنوی مراجع را زیر سئوال بردند . ارتباط بین دختر و پسر را توجیه شرعی می کردند و در صورت مقاومت مومنین بر آنها تاخته و متحجرشان می نامیدند .
این طرحها را به امید همراهی توده مردم یکی پس از دیگری اجرا کردند و در نهایت پس از 8 سال تلاش مستمر برای دین زدایی انتظار داشتند تا مردم به آنان آفرین گفته و با انتخاب مجددشان در دور سوم حکومت، بساط اسلام و انقلاب را از ریشه برکنده و جمهوری اسلامی را آنچان که دشمنان اسلام می خواستند استحاله کنند ولی با عنایت خداوند و هوشیاری مردم آنگونه نشد که آنان و اربابانشان می خواستند و به واقع باید گفت خطر از بیخ گوش مردم رد شد .
گرچه مردم از آنها رویگردان شده و می بایست دوم خردادی ها به اشتباه خود پی برده و به آغوش میهمن باز می گشتند ولی آنها بر افکار غلط و انحرافی خود پافشاری کرده و می کنند .
اخیرا با ویزای ویژه بوش آقای خاتمی به آمریکا سفر کردند چرا ؟ بوش گفت می خواهم اسلام متفاوتی را ببینم . آری اسلام آمریکایی که حضرت امام خمینی (ره) خطر آنها سالیان پیش گوشزد کرد و آنجا که در وصیت نامه ارزشمندشان فرمودند نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیافتد که در دوران اصلاحات مصداق آن سخن حکیمانه امام همام پدیدار شد. نامحرمانی که با پوستین دین بر طبل بی دینی می کوبیدند . نا اهلانی که اهل سازش با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب بودند و از طرح آن عبایی نداشتند .
گفتگو در باره دوم خردادی ها و رفتار و عملکردشان وقت زیادی را می طلبد که در حوصله این یادداشت نمی گنجد و هدف از گریز به آن دوران ریشه یابی رفتار آقای خاتمی بود و به نظر میرسد آقای خاتمی و اطرافیان ایشان بر اسلامی غیر از اسلام امام و مردم پایبندند و در اسلام انان پذیرفتن ذلت و سر خم کردن در برابر دنیای استکبار قابل توجیه هست . مصاحفه با دختران که جای خود دارد .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یا علی
تخریب دولت در راس امور
جولای 3, 2007 در 5:48 ب.ظ (Uncategorized)
در سوم تير ملت یکپارچه فریاد عدالتخواهی سر داد و با رای خود نشان داد که علی رغم خواست دشمنان قصم خورده اسلام و انقلاب از امام و راه و اندیشه او دست نکشیده است .
ولی بعضی از دوستان غافل همنوا با دشمنان دولت منتخب مردم را آماج حملات خود قرار داده اند .
اين روزها هجمه به دولت نهم در تيتر اول وسرمقاله هاي بسياري از روزنامه ها شده ، هر يك به نوعي دستاوردهاي آن را كمرنگ و با بزرگنمايي مشكلات كشور به تخريب چهره اصولگرايان می پردازند .
روزنامه ايران در تاریخ 26 خرداد پايان سفرهاي دولت با 6 هزار مصوبه را تيتر نخست خود كرد و از اجرايي شدن 72 درصد مصوبات اين سفرها خبر داد. اما يك روز بعد روزنامه همبستگي سرمقاله خود را به اين موضوع اختصاص داد و تحت عنوان اشكالات سفرهاي استاني رئيس جمهور نوشت: “دستاورد اين سفرها هر چه باشد هيچ گاه نمي تواند دستمايه رئيس جمهور بعدي باشد زيرا در پايان، بي حب و بغض، دستاورد اين سفرها حداقل به صورت محرمانه در دفتر رئيس جمهور باقي خواهد ماند و رئيس جمهور بعدي با نگاهي گذرا به پوشه سفرهاي استاني لابد دستور بايگاني آن را صادر خواهد كرد”
اعتماد ملي نيز اين موضوع راتيتر اول شماره (29 /3) ساخت و ذيل وعده هاي سفرهاي استاني در تعليق به انعكاس پاسخ كميسيون اقتصادي به سوال نمايندگان اقليت مجلس در سال 84 پرداخت كه از رديف بودجه تأمين مالي مصوبات استاني پرسيده بود.
موضوع نامه تعدادي از اقتصاددانان به رئيس جمهور سوژه ديگري بود كه اين هفته نيز بهانه تخريب دولت قرار گرفت و از همان روز اول هفته صداي عدالت درتيتر نخست خود نوشت: پاسخ تند دولت به اساتيد اقتصاد . آفتاب يزد در همين روز (26/3) در سرمقاله خود باعنوان 57 نفر به جاي همه بامقايسه شرايط زماني انتشار دو نامه كارشناسان اقتصادي به رئيس جمهور نوشت : يكي از مهمترين مباني مورد اشاره درنامه خرداد 85، انتقاد از تصميم گيري عجولانه و عدم توجه به مباني كارشناسي در تصميم گيري هاي دولت بود، اما پنجاه و هفت اقتصاددان سرشناس كشور، درنامه جديد خود باآسودگي بيشتر به طرح اين نكات پرداختند زيرا در فاصله خرداد 85 و خرداد 86، هم رئيس مركز پژوهش هاي مجلس در مناسبت هايي بر عجولانه بودن و كارشناسي نبودن برخي تصميمات دولت تاكيد كرده بود و هم نائب رئيس مجلس نگراني خود را از عدم وجود استراتژي مشخص در بعضي تصميم گيري هاي دولت به صراحت بيان داشت.
درهمين روز روزنانه همبستگي كه سرمقاله خود را به تكراري بودن مصوبات دولت دراستان ها اختصاص داده بود در سرصفحه خود از قول نماينده بندر عباس نوشت: دولت خودسرانه بر اجراي تصميمات غيركارشناسي خود اصرار دارد
اين نماينده فراكسيون اقليت مجلس سياست هاي دولت احمدي نژاد را بر مبناي لجبازي سياسي با دولت هاي گذشته دانست وآنها را مغاير با هر آن چيزي خواند كه متخصصان فن مي گويند.
كارگزاران هم يك روز بعد (27/3) با درشت ترين حروف تحت عنوان جمع بندي پژوهشگران امور پولي و بانكي نوشت: نظام پولي آشفته شده است اين روزنامه درشماره بعدي خود نيز آمار سازي بانك هاي دولتي را به نقل از مدير عامل بركنار شده بانك تجارت تيتر اول كرد و نوشت: امروز به راحتي مي توان آمارهاي 35 و 45 درصدي را در جذب سپرده، ظرف مدت يك ماه ساخت و ارائه كرد.
روزنامه سرمايه هم درشماره (30/3) با درج كاهش 33 درصدي قدرت خريد كارگران در تيتر اول خود نوشت: مقايسه قدرت خريد كارگران در 28 سال گذشته نشان مي دهد كه قدرت خريد حقوق واقعي كارگران از سال 85 تاكنون يك سوم كاهش يافته است.
بحث سهميه بندي بنزين كه طي روزهاي اخير بهانه مناسبي براي تخريب دولت گرديده وبخش قابل توجهي از فضاي مطبوعات را به خود اختصاص مي دهد همچنان ادامه دارد. آفتاب يزد چهارشنبه (30 / 3) در سرمقاله خود به مخالفت با سهميه بندي بنزين پرداخته و آن را در تضاد با شعارهاي ارزشي اصولگرايان توصيف كرده است.
اين روزنامه همچنين اظهارنظر يكي از نمايندگان اقليت مجلس را تيتر كرد كه ادعا كرده بود: دولت نهم پرهزينه ترين دولت بعد از انقلاب است .
اعتماد (30/3) درتيتر اول خود هجمه از دولت را به همه اصولگرايان تسري داد و نوشت : درآمد صد ميليارد دلاري پاشنه آشيل اصولگرايان اين روزنامه با اشاره به طرح تثبيت قيمت بنزين در آخرين روزهاي سال گذشته آن را از قول رئيس مجلس عيدي اصولگرايان به مردم در شب عيد دانست و نوشت: اما عيدي اصولگرايان به سرانجامي رسيده است كه اكنون مي توان آثار آن را مقابل پمپ بنزين ها ديد.
روزنامه اعتماد درابتداي اين گزارش خود به انگيزه طرح اينگونه مباحث توسط روزنامه موسوم به اصلاح طلب اشاره كرده و مي نويسد: در واقع هرچه به زمان انتخابات مجلس هشتم نزديك مي شويم، علاوه بر افكار عمومي ميل گروه هاي منتقد براي نقد عملكرد اصولگرايان حاكم بر مجلس و دولت بيشتر مي شود.
شايد بر همين اساس بود كه روزنامه همبستگي (30 / 3) درتيتر اول خود از300 تذكر به رئيس جمهور و دولت خبر داد و اين امر كم سابقه درتاريخ مجلس را شب متشنج شدن جلسه علني ديروز (29 / 3) مخابره كرد. چرا كه نائب رئيس مجلس قرائت اسامي تكراري 20 تا 25 نفر در پاي 15 تذكر را سبب تلف شدن وقت مجلس دانسته بود كه همين امر موجب تشنج درمجلس گرديد. اين درحاليست كه روزنامه كيهان يك روز پيش از توافق يك گروه بيست وچند نفره اقليت مجلس خبر داده بود كه در پاسخ به گلايه محمد علي ابطحي از كم تحركي نمايندگان فراكسيون اقليت تصميم گرفته اند با نطق پيش از دستور، تذكر وسوال براي حمله به دولت واصولگرايان بهره گيرند.
از همين رو، روزنامه رسالت (30/3) در سرمقاله خود فضاسازي انتخاباتي و مديريت اذهان و ساماندهي به سازمان رأي را از اولويت هاي گروههاي دوم خردادي برشمرد كه از هم اكنون كه حدود 9 ماه به انتخابات مانده در دستور كار قرارگرفته است.
اين روزنامه با دفاع از عملكرد باهنر جهت عدم قرائت نام 300 نفر كه موجب اتلاف وقت مجلس مي گردد، مي نويسد: طبيعي است كه هر يك از اضلاع رقابت انتخابات مجلس هشتم حق دارد براساس تدابيري كه مي انديشد به شكل دهي فضاي دلخواه خود بينديشد. اما اين فضاسازي نبايد مغاير مصالح ملي و منافع مردم باشد.
اینها تیترهای یکی دو روزه روزنامه های زنجیره ای مخالف هستند که به خیال خود دولت را نقد می کنند ولی آنچه که در نوشتار آنها کمتر به چشم می خورد انتقاد سازنده هست .
امروز شاهد بروز حلقه های دیگری از پروژه فریب هستیم . به دنبال ایجاد گرانی کاذب و اتحاد رقبای دیروز رسانه ها هم وارد عرصه شده و اخیرا هم تصمیم گرفته اند تا وبلاگهای وابسته را هم سازماندهی کرده و برای نیل به اهداف خود بکار گیرند . امروز دولت به بهانه نقد آماج شدیدترین تخریبهاست و جالب است که بعضی از یاران دیروز هم به جبهه مخالفین پیوسته اند !
امروز مدافعین عدالت باید خود را برای یک مبارزه همه جانبه با زیاده خواهان آماده نمایند چرا که عدالتی خواهی و عدالت گستری هزینه بردار است و سخت .
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر / یا علی