تبعات اسلام آمریکایی !

پس از انتشار فیلم مصافحه آقای خاتمی با دخترهای ایتالیایی بحثهای داغی در سطح رسانه ها و مخصوصا  از جانب طرفداران ایشان و منتقدین مطرح بوده و هست . بعلت حساسیت موضوع و اثرات منفی که بر جامعه گذاشته لازم دیدم برای تنویر افکار عمومی بیشتر به این موضوع بپردازم .
نفس دست دادن یک مسلمان با نامحرم به استناد احکام دین حرام هست و غیر قابل توجیه والبته انتشاراین عمل هم نادرست ، ولی باید این را در نظر بگیریم نه دنیای امروز محیط بسته ای هست که بتوان اطلاعات را در حوزه ای مخفی کرد و نه آقای خاتمی شخصیت عادی هستند که عملکرد او فقط مربوط به خودش بوده و تبعات آن جامعه را در برنگیرد .
از روزی که فیلم در سایتهای خارجی قرار گرفت و برای اولین بار توسط سایت بازتاب منتشر گردید هر دو گروه مرتبط  در این قضیه مواضع متفاوتی را اتخاذ کردند .  
در ابتدا موضوع با احتیاط مورد نقد قرار گرفت و افکار عمومی منتظر عذرخواهی آقای خاتمی بودند که متاسفانه طرفداران ایشان روش غیر منطقی را اتخاذ کرده و دفتر گفتگوی تمدنها با ناشی گری و آقای خرازی با ساده انگاری سعی در توجیه کار ایشان نمودند غافل از اینکه اینجا کشور اسلامی هست و مردم ارتکاب گناه آنهم از سوی یک مسئولی که 8 سال زمام امور کشور را در دست داشت برنمی تابند .
باشکست این طرح رسانه های وابسته تلاش کردند تا صورت مسئله را مخدوش کنند و با یک حرکت رو به جلو مطرح کردن این موضوع را در جهت تخریب شخصیت آقای خاتمی قلمداد کردند و حتی بعضی از وبلاگهایی که از سایتهای وابسته به جناح دوم خرداد خط می گرفتند نقد از ایشان را به مثابه تخریب پایه های نظام دانسته و منتقدین را ضدانقلاب خطاب می کردند .

غافل از آنکه انقلاب و نظام اسلامی قائم به شخص نیست . چه بسا مسئولین بلند مرتبه و برجسته تاثیرگذار رفتند ولی انقلاب و نظام هنوز پابرجاست و به پیش می رود .
پس از آنکه دیدند افکار عمومی با این طرح هم اقناع نشد دست به ترفندی دیگر زدند که به نظرم بسیار خطرناک هست .
آقای میبدی با استناد غلط به فقه و احکام اسلامی تلاش کرد تا گناه ایشان را موجه جلوه دهد و بدتر از آن برای اینکه راه را برای دیگر تخلفات آشکار جناحشان باز گذارد به مراجع تقلید توصیه کردند تا در مورد اینگونه احکام تجدید نظر کنند و برای خواسته خود مثالهایی هم آوردند که برای اهل فن غیر قابل قبول و باور بود .
مگر چه ضرورتی داشت تا آقای خاتمی شخصاً به سمت دختران رفته و ضمن گفتگو با آنان مصافحه کند ؟! اگر دست نمی دادند شخصیت ایشان لکه دار و یا اسلام و انقلاب اسلامی در عرض خطر قرار می گرفت ؟ بنده در واکاوی رفتار ایشان یک گریزی می زنم به دوره اصلاحات و در واقع ریشه اینگونه رفتار خلاف عرف و دین را در آن دوران می دانم .
بعد پیروزی آقای خاتمی در دوم خرداد 76 تئوریسینهای جبهه دوم خرداد تلاش کردند تا رای به خاتمی را رای بمنزله رویگردانی مردم از اسلام و انقلاب و امام (ره) قلمداد کنند و رویه ای را در پیش گرفتند که ملت فراموش شد و همه هم و غمش این گروه تحمیل دمکراسی آنهم از نوع غربی اش بر این مردم مومن انقلاب کرده بود .هر روز طرحی و پروژهای هماهنگ و نشات گرفته از غرب مطرح می شد . کار به جایی رسید که گفتند ما امام و راه او را لازم نداریم و اگر مردم روزی انقلاب کردند و او را به رهبری برگزیدند تحت تاثیر شرایط آن روزگار بوده و حالا باید او را به تاریخ سپرد که اینگونه هم کردند . جوانان را وارد عرصه های سیاسی کرده و در کشمکشهای سیاسی آنها را بکار گرفته و برای عقب نشینی نظام از مواضع اصولی خود توقعات آنها را تا آن حد بالا بردند که اکنون جوانان تربیت یافته آن دوران همه چیز را برای خود می خواهند و از جامعه طلبکار بوده و مسئولیتی در قبال آن احساس نمی کنند . غرب را قبله آمال خود می دانند و از دین و فرهنگ خود شناخت کافی ندارند  و …
اصلاح طلبان دین را افیون جامعه می دانستند و د ردوران آنها مردمی که از مراجع تقلید تبعیت می کردند به میمون تشبیه داده شدند و احکام اسلامی را عقب مانده و آن را تا حد عبادات فردی تنزل دادند . بسیاری از قوانین دین را غیر ضروری دانسته و جایگاه رهبری معنوی مراجع را زیر سئوال بردند . ارتباط بین دختر و پسر را توجیه شرعی می کردند و در صورت مقاومت مومنین بر آنها تاخته و متحجرشان می نامیدند .
این طرحها را به امید همراهی توده مردم یکی پس از دیگری اجرا کردند و در نهایت پس از 8 سال تلاش مستمر برای دین زدایی انتظار داشتند تا مردم به آنان آفرین گفته و با انتخاب مجددشان در دور سوم حکومت، بساط اسلام و انقلاب را از ریشه برکنده و جمهوری اسلامی را آنچان که دشمنان اسلام می خواستند استحاله کنند ولی با عنایت خداوند و هوشیاری مردم آنگونه نشد که آنان و اربابانشان می خواستند و به واقع باید گفت خطر از بیخ گوش مردم رد شد .
گرچه مردم از آنها رویگردان شده و می بایست دوم خردادی ها به اشتباه خود پی برده و به آغوش میهمن باز می گشتند ولی آنها بر افکار غلط و انحرافی خود پافشاری کرده و می کنند .
اخیرا با ویزای ویژه بوش آقای خاتمی به آمریکا سفر کردند چرا ؟ بوش گفت می خواهم اسلام متفاوتی را ببینم . آری اسلام آمریکایی که حضرت امام خمینی (ره) خطر آنها سالیان پیش گوشزد کرد و آنجا که در وصیت نامه ارزشمندشان فرمودند نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیافتد که  در دوران اصلاحات مصداق آن سخن حکیمانه امام همام پدیدار شد. نامحرمانی که با پوستین دین بر طبل بی دینی می کوبیدند . نا اهلانی که اهل سازش با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب بودند و از طرح آن عبایی نداشتند .
گفتگو در باره دوم خردادی ها و رفتار و عملکردشان وقت زیادی را می طلبد که در حوصله این یادداشت نمی گنجد و هدف از گریز به آن دوران ریشه یابی رفتار آقای خاتمی بود و به نظر میرسد آقای خاتمی و اطرافیان ایشان بر اسلامی غیر از اسلام امام و مردم پایبندند و در اسلام انان پذیرفتن ذلت و سر خم کردن در برابر دنیای استکبار قابل توجیه هست . مصاحفه با دختران که جای خود دارد .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یا علی 

فرستادن دیدگاه