آگوست 19, 2007 روی 7:12 ب.ظ (Uncategorized)
اینجا آمریکاست اینجا همان جایی است که آرزوی بسیاری از متمدنین برای ایجاد آزادی محقق می شود؟؟؟
اینجا همان جایی است که در خیابان هایش اتومبیل های لوکس و مجلل در حرکت اند؟؟؟
اینجا همان جایی است که لباس و مد و وسایل زندگی هر روز جدید می شوند؟؟؟
اینجا همان جایی است که در فاصله یک شب تا صبح خیلی از آدمها پولدار می شوند؟؟؟
اینجا همان جایی است که آزادی موج موج می زند؟؟؟
اینجا همان کشوری است برای مردم حق شهرو ندی و دمکراسی قائل اند؟؟؟
اینجا همان کشوری است که برای حقوق حیوانات دادگاه تشکیل می شود؟؟؟؟
اینجا همان جایی است که در مدارس اش دانش آموزان پیشرفته ترین امکانات تحصیل را دارند؟؟؟
اینجا آمریکاست!!!!!!؟؟؟؟
اینجا همان جایی است که اگر حرفی از تمدن بزنید باید انگشت نگاری شوی تا به لیست تروریست ها اضافه شوی!!!!!
اینجا همان جایی است که توی خیابانهای آن کارتن خوابها در سرما و گرما و زیر باران در فقر و گرسنگی و نبود بهداشت زندگی کنند، مثل کرمهای روی جسد آنها را سم پاشی کنند و به آنها اتیکت می زنند!!!!!!
اینجا همان جایی است که با بی بند و باری و شهوت رانی وسوءاستفاده های تبلیغاتی و جنسی زنان شان را راهی بازار می کنند!!!!
اینجا همان جایی است که مردان ادای زنان را درمی آورند و لباسهای زنانه و موهای دخترانه دارند و عیاشی و مشروب و مواد مخدر را برای تفریح و سر گرمی وقت گذرانی استفاده می کنند!!!
اینجا همان جایی وهمان کشوری است که با نظر یک سناتور رمز و قفل بزرگترین بانک کشور باز می شود و تازه آخر سر اگر دادگاهی هم باشد دست سازمان امنیتی آنجا هم از آستین جناب سناتور بیرون می آید !!!!
اینجا همان جایی است که از خانواده حق دخالت در ولگردی و هرزگی شبانه جوانان گرفته می شود و بلیط مجانی پارتی های دسته جمعی و محل های پر خطر را در ازای آن به جوانان می دهند!!!!
اینجا همان جایی است که در هر خانه جاسوسی برای رئیس خانه می گمارند تا مگر در ازاء جاسوسی ، رتبه کاری جاسوس به پاداش با لاتر رود!!!!!
اینجا همان جایی است که حق دمکراسی را از بسیاری از کشورهای جهان سوم می گیرند و به شهروندان خود اعطا می کنند!!!
اینجا همان جایی است که برای تداوم نسل خود از آزمایش کردن دارو های نو و جدید و خطر دار بر روی سیا هپوستان و اقلیت ها استفاده می کنند!!!
اینجا همان جایی است که برای پر کردن جیب سر مایه داران یهودی جنگ بین کشورهای مختلف راه اندازی می شود و با فروش ابزار جنگی و گرفتن جانهای مردمان این رضایت کارتلهای اقتصادی را فراهم می کنند!!!!
اینجا همان جایی است که در مدارس آن درسهای برخورد جنسی و فریب دیگران را تدریس می کنند!!!
اینجا همان جایی است که در مدارس آن به جای کتاب و دفتر و لوازم التحریر انواع سلاح های سرد و گرم و لوازم آرایشی و مجلات آنچنانی حمل می شود!!!!
اینجا همان جایی است که درکلاس درس دانشگاههای آن به جای مهرورزی و تعامل اجتماعی ، دانشجویان هر سال با اسلحه به جان همکلاسی ها و استادان خود افتاده آنان را قتل عام می کنند و یا به گرو گان می گیرند!!!
و اینجا همان…….. قبله آمال بعضی از مردمان ماست . مردمانی غافل که آرزوهای خود را در آن جستجو می کنند .
ولی من با جرآت می گویم اینجا دیگر ایران است نه آمریکا ، خاک پاک وطن اسلامی ما و خاک پاک مردان و زنان با ایمان و خدا جوست .
اینجا همان جایی است که پیامبر اعظم (ص) مردمانش را یاوران دین ختم رسل یعنی دین مبین اسلام اعلام کرد .
و برای ما بهترین نقطه از این جهان هست و خواهد ماند .
نویسنده : فاطمه موسوی
۱ دیدگاه
آگوست 17, 2007 روی 2:14 ب.ظ (Uncategorized)
پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1946 با سخنان چرچیل جنگ سرد بین غرب به سرکردگی آمریکا و شرق به رهبری شوروی سابق شروع شد و تا فروپاشی آن کشور ادامه داشت گرچه تقسیم شوروی به کشورهای کوچکتر که به تنهایی قدرت لازم برای مقابله با بلوک غرب را ندارند ، برای آنها پیروزی بزرگی به شمار می رود ولی غرب تنها بهانه موجودیت سیستمهای نظامی از جمله پیمان ناتو و ساخت و استقرار موشکهای راهبردی و نیز سلاحهای اتمی و شاید موجودیت خود را از دست داد .
غرب همیشه برای ادامه حیات خود دشمنی لازم دارد تا بواسطه آن دشمن واقعی و یا فرضی کارخانه های تسلیحاتی اش رونق داشته و مجوز تاسیس پایگاههای نظامی را در کشورهای مختلف جهان داشته باشد . پایگاههایی که اسباب نفوذ و دخالت در آن کشورها و یا کنترل همسایگان است .
غربیها در بعد سیاسی بر همه سازمانهای بین المللی نفوذ و تسلط دارند . آمریکا با همکاری چند کشور غربی در حالیکه در عرصه های اقتصادی و تا حدودی سیاسی با هم رقابت دارند ولی در مورد کشورهای اسلامی و مخصوصا مقابله با انقلاب اسلامی کاملاً متفق القول هستند . تحمیل هشت سال جنگ برای نابودی ایران اسلامی با بکارگیری رژیم بعث عراق و با حمایت مالی اعراب حاشیه نشین و تجهیزاتی و اطلاعاتی کشورهای غربی ، بخشی از سیاست خصمانه غرب بر علیه اسلام و انقلاب اسلامی است .
حمایت از اسرائیل بعنوان نوک پیکان زهرآلود غرب بمنظور مقابله با مسلمانان و ایجاد تفرقه در میان مذاهب و کشورهای اسلامی ، جلوگیری از قدرت یافتن و بهم پیوستن این کشورها در راستای همان سیاست است .
تسلط بر سازمانهای بین المللی و برخی کشورهای صاحب نفوذ ، موجبات مداخله در امور دیگر کشورها را برایشان فراهم ساخته تا جایی که می توانند رژیمهایی را ساقط نموده و رژیم دلخواه خود را جایگزین آن کنند .
سازمان تجارت جهانی ، شورای امنیت ، سازمان جهانی انرژی اتمی و … ابزاری در دست آمریکاست تا بوسیله آن دنیا را در کنترل خود داشته باشد .
در بعد عقیدتی ، غرب خود را پیشتاز دنیا می داند ، ایدئولوژی تولید می کند . فرهنگ سازی کرده و آن را به دیگر کشورها صادر می کند و برای فرهنگها و مکاتب ، تاریخ مصرف تعیین می کند .
قوی ترین خبرگزاری های دنیا در دست غربیهاست . شبکه جهانی اینترنت انحصاراً در اختیار آمریکاست و همینطور بزرگترین موتورهای جستجوگر همانند یاهو و گوگل و هزاران سایتهای بزرگ و کوچک که مروج فرهنگ غرب هستند .
سینمای غرب با اتکا به هالیود ابزار قدرتمندی برای اشاعه فرهنگ وتمدن غربیست .
در بعد اقتصادی قوی ترین اقتصادهای دنیا بازهم به غربیها تعلق دارد .
ولی این غول بی شاخ و دم در برابر گسترش اسلام و انقلاب اسلامی خود را ناتوان می بیند . چرا ؟
علی رغم توان بلامنازع غرب در تسلط بر دنیا ، اینک تمدن غربی در حال سرازیر شدن از نوک قله ای است که با زحمت خود را به آن رسانده است . ایدئولوژی غربی جوابگوی بشر امروزی نیست و در گوشه و کنار دنیا و حتی در خود کشورهای غربی می بینیم که مردم به سوی معنویت و هویت گم شده خود رجعت می کنند و بر همین اساس است که طیف صهیونیسم مسیحی حاکم بر آمریکا با شعار دینداری و معنویت از مردم رای گرفت و حتی جنگهای خود را رنگ مذهبی داده و در اعمال سیاستهای خود از الگوهای مذهبی استفاده می کند .
برخلاف تبلیغات گسترده ، اقتصاد آمریکا در بحران عجیبی به سر می برد . صنعت زیربنایی آنها فرسوده شده و محتاج بازسازی با هزینه های گزاف است که درتوان آمریکا نیست و یکی از اهداف آمریکا در حمله به کشورهای مختلف و بحرانی نشان دادن دنیا بمنظور تسلط بر منابع دیگران فروش تسلیحات برای جبران عقب ماندگی خود است .
ابهت کذایی آمریکا شکسته شده و مردم دنیا دیگر از آنها ترسی ندارند . شعار مرگ بر آمریکا در اکناف دنیا و حتی حیات خلوتش به وضوح شنیده می شود . ارتش آمریکا با ورود در جنگ عراق توخالی و ضعیف بودنش را نشان داد . مردم به آمریکایی ها اعتماد ندارند و آنها را دروغگو می دانند .
با اقدامات خودسرانه آمریکا ، سازمانهای بین المللی اعتبار خود را از دست داده است . کشورهای کوچک و بزرگ با تشکیل و تقویت سازمانهای منطقه ای موجبات تضعیف آنها را فراهم کرده و بر قدرت خود افزوده اند و در واقع در برابر ابرقدرتها و مخصوصاً آمریکا قد علم کرده اند .
به جرات می توان گفت آمریکا همانند سیب گندیده ایست که درونش فاسد شده ولی ظاهری زیبا دارد و با اشاره ای ترکیده و بوی گندش عالم را فراخواهد گرفت . آمریکا نفسهای آخر را می کشد ولی از پای ننشسته و برای نجات خود همه کار می کند .
در ادامه همان سیاست کهنه ، جهان اسلام را دشمن خود ساخته تا جنگ سردی دیگری را بر دنیا تحمیل کند و از طرفی نگران رشد و گسترش تمدن اسلامی است و بدین جهت تلاش می کند تا چهره ای نازیبا از اسلام به مردم دنیا نشان داده و آنان را از اسلام و مسلمین بترساند . ایجاد و سازماندهی و تقویت طالبان با آن اعمال خلاف شرع مقدس اسلام و طرحریزی حمله به برجهای دوقلو ، تلاش برای ایجاد اختلاف بین اهل سنت و شیعه و به دنبال آن نابودی شیعیان ، تقویت رژیمهای دیکتاتور پادشاهی وابسته در کشورهای اسلامی و… در همین راستا اجرا می گردد .
ایران اسلامی مهمترین و اصلی ترین مانع اجرای سیاستهای آمریکا در منطقه است و برای از پای در آوردن نظام اسلامی هم برنامه هایی را طراحی و اجرا کرده و می کند .
تضعیف جایگاه ولایت فقیه و روحانیت ، تحریف مداحی ها و عزاداری های حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و ایجاد شک نسبت به قیام آخرین ودیعه الهی و منجی عالم بشریت ، اختلاط فرهنگ غرب با فرهنگ اسلامی که منجر به التقاط شده و گرفتن هویت اسلامی از مردم و تحمیل فرهنگ مبتذل و منحط غرب و تلاش برای فراموشی راه و اندیشه امام خمینی (ره) و در نهایت تربیت نسلی که یا هویتی نداشته و یا هویتی غربی بر آنها حاکم است برنامه های آمریکا برای استحاله نظام اسلامی است که به وسیله عوامل داخلی او اجرا می شود .
اگر مشکلات مبتلابه جامعه را ریشه یابی کنیم همه جا حضور آمریکایی ها و سیاستهای آنها را می بینیم . منتهی اینبار مستقیماً به جنگ ما نیامده اند و بخشی از جامعه ما پیاده نظام آمریکا را تشکیل می دهند .
اگر به 10 سال گذشته بازگشته و وقایع و اتفاقات آن را تا به امروز در کنار هم قرار دهیم و با دیدی باز به این وقایع نگاه کنیم مطمئناً به نتیجه تاسف باری خواهیم رسید . عده ای به نام این مردم و از میان همین مردم خواسته یا ناخواسته مجری توطئه های دشمنان این مرز و بوم بوده و هستند . آنها مترجم دشمن شده اند و گفته های سیاست گزاران آمریکایی را به زبان ساده تر بوسیله روزنامه ها و تریبونهایی که در اختیار دارند بیان می کنند و در سالهای گذشته مجری برنامه های آنها بوده اند و امروز هم تلاش می کنند با توسل به ترفندهای گوناگون دوباره به قدرت بازگشته و بازهم همان رویه را ادامه دهند .
امیدواریم اینگونه افراد سرعقل آمده و با طناب پوسیده غرب خود را به تباهی نکشانند .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر / یاعلی
یک نظر بنویسید
آگوست 17, 2007 روی 2:12 ب.ظ (Uncategorized)
بعد از جنگ جهانی دوم استراژی نظامی آمریکا بر سه اصل عملیات تهاجمی سریع با حداقل تلفات و هزینه که در کمترین زمان پیروزی بدست آورد استوار شد . اگر جنگهایی را که در دهه های اخیر آمریکا شروع کننده آن بود بازبینی کنیم مولفه های استراتژی کلی آن کشور را به وضوح خواهیم دید .
رویکرد جدید نظامی آمریکا به دنبال حملات از پیش طراحی شده 11سپتامبر از حالت دفاع پیشگیرانه به تهاجم پیش دستانه تغییر ماهیت داد و در جنگ عراق عملیاتی شد . حمله به افغانستان برای ازبین بردن گروه طالبان که خود آن را بوجود آورده بود ، اولین تجربه آمریکا در فاز جدید استراتژی نظامی بود و به دنبال آن حمله به عراق بستری بود برای آزمایش تاکتیکهای طراحی شده جدید و نیز جنگ افزارهای نوین . در هر دو جنگ اخیر آمریکا ، مولفه های مهمی وجود دارد که توجه به آنها برای پیش بینی سیاستها و نیز عملیات نظامی آن کشور ضروری است .
1- در هر دو جنگ ، آمریکا دستاویزی برای اقناع افکار عمومی داشت و یا با استفاده از قدرت رسانه ای خود بوجود آورد .
2- همراهی افکار عمومی داخلی برای سیاستمداران آمریکا در تحمیل جنگ امری حیاتی است و بدون آن نمی توانند و نمی خواهند عملیات نظامی گسترده ای را انجام دهند .
3- قبل از جنگ با توسل به سازمانهای بین المللی و نیز کشورهای همسو ، کشور هدف را از هرجهت در موضع ضعف قرار می دهد، مخصوصا در بعد روحی و روانی مردم کشور هدف .
4- عموماً درصد زیادی از مردم کشور هدف از رژیم حاکم ناراضی بوده و ما بقی هم با جنگ روانی گسترده یا خود را با سیاستهای آمریکا همراه کرده و یا منفعل می شوند که هر دو گزینه به نفع آمریکا ست.
5- عملیات نظامی سریع ، پر حجم و همه جانبه بوده و برای آمریکایی ها کمترین هزینه را بهمراه دارد .
6- کشورهای همسو مخصوصاً غربی و منطقه ای با عملیات نظامی موافق بوده اند .
و…
حال ببینیم در مورد ایران این پارامترها مصداق دارد یانه ؟
1- پس از افشاء شدن دروغ پردازی آمریکایی در فریب مردم دنیا مخصوصاً در جنگ عراق یک نوع بی اعتمادی عمومی نسبت به آمریکا ایجاد شده که به این زودی از اذهان پاک نمی شود .
2- مردم آمریکا در چند سال گذشته دو جنگ را تجربه کرده اند و علی رغم پیروزی های سریع اولیه در ادامه ، تلفات ناشی از استمرار حضور در کشور غصب شده هر روز بیشتر شده است و با توجه به روحیه رفاه گرایی عمومی در آمریکا ، مردم آن کشور تحمل جنگی دیگر را ندارند .
3- ایران اسلامی برخلاف افغانستان و عراق وابستگی چندانی به کشورهای دیگر ندارد و در مواقع بحرانی با توجه به پیشرفتهای اقتصادی و منابع مختلف داخلی توان ایستادگی و مقاومت در برابر هرگونه فشار اقتصادی را دارد (در طول جنگ تحمیلی و پس از آن تحریمهای آمریکا و کشورهای غربی نتوانست ایران را از دست یازیدن به اهداف اصولی خود بازدارد) .
4- مردم ایران برخلاف مردم افغانستان و عراق به نظام اسلامی وفادار بوده و آن را متعلق به خود می دانند و ارتباط ویژه مردم با رهبری نظام همراه با دلبستگی معنوی حاکم بر روابط مردم و مسئولین مانع از ایجاد فاصله بین حکومت و مردم شده و توطئه های دشمنان و عوامل داخلی آنان در ایجاد شکاف بین حکومت و توده ملت تا به حال کارساز نبوده و نخواهد بود .
از طرفی ویزه گیهای خاص دینی مردم ایران از جمله فرهنگ ایثار و شهادت برگرفته از فرهنگ عاشورا و قیام ابا عبدالله الحسین علیه السلام و نیز فرهنگ انتظار نیروی محرکه قویی هستند که در برابر دشمنان سد محکمی را ایجاد کرده است و بدینجهت درسالهای اخیر حمله به این نقاط محوری از سوی دشمن و عوامل داخلی اش به شدت ادامه دارد .
5- ایران کشوری بزرگ و با جغرافیایی متنوع است که عملیات نظامی در آن توان نظامی بالایی را می طلبد ، از طرفی می دانیم که جنگهای آینده هواپایه است و در سالهای اخیر نیروهای مسلح کشورمان خود را آنچنان مجهز کرده اند که توان مقابله با هر تهدیدی را دارند . مضاف بر آنکه نیروی دشمن دیگر هزاران کیلومتر از ما فاصله ندارد بلکه در تیررس موشکهای کوتاه برد ما هستند و این موضوع از هرجهت برتری نظامی ما را بر دشمن تضمین می کند .
حک کردن آرم سپاه بر بدنه ناو جنگی آمریکا توسط دلارمردان سپاه ، فیلم برداری نیم ساعته از ناو جنگی دیگرش و نیز دستگیری ملوانان انگلیسی برتری نظامی ما را بر دشمن نشان می دهد .
حمله به ایران مطمئاً هزینه بالای نظامی را برای آمریکا خواهد داشت . استراتژی نظامی رزمندگان اسلام بعد از جنگ و با استفاده از تجربیات آن دوران متحول شده و اکنون قدرت مانور نیرویی و تجهیزات نیروهای مسلح اعم از ارتش و سپاه فوق العاده افزایش یافته که در مانورهای نظامی شاهد آن هستیم . علاوه بر آن نیروی ایمان ، انگیزه دفاع را در نیروهای خودی به شدت بالا می برد و انگیزش دفاعی در نیروهای نظامی اولین و مهمترین پارامتر سنجش توان یگانهای رزم است .
6- برخلاف دو جنگ گذشته کشورهای غربی به جزء انگلیس مخالف حمله نظامی به ایران هستند و کشورهای منطقه نیز برای دوری از جنگی که در صورت بروز همه منطقه را به آتش خواهد کشید به انحاء مختلف مخالفت خود را با گزینه نظامی به دوستان غربی شان ابراز داشته اند .
نتیجه اینکه تنها راه و گزینه پیش روی آمریکا در برخورد با ایران اسلامی چه با هدف حذف نظام اسلامی و یا کنترل آن و جلوگیری از گسترش اسلام خواهی در منطقه و الگو شدن ایران برای مردم و مبارزین کشورهای اسلامی کودتای مخملی است و تهدیدات نظامی که هر از چندگاه با جابجایی ناوها و اظهارات فرماندهان نظامی و مسئولین سیاسی آن کشور علیه ایران اسلامی شدت می یابد بمنظور ایجاد چتر ترس و وحشت از حمله نظامی در بین مردم است و صورت واقعی نداشته و نخواهد داشت مگر اینکه سیاست مداران آمریکایی قصد خودزنی داشته و بخواهند کشور خود را در باتلاقی فرو ببرند که گریز از آن امکان ندارد .
کودتای مخملی تلفیقی از اقدامات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و … است که با تغییر ذائقه مردم کشور هدف و تضعیف سیستمهای امنیتی و شاکله ساختار سیاسی همراه است . در این نوع کودتا لایه میانی جامعه که عموماً دانشجویان ، معلمان ، فارغ التحصیلان دانشگاهی ، روزنامه نگاران و مدیران میانی می باشند مخاطب اصلی کودتاگران هستند .
از شیوهای عملیات روانی با دقت و ظرافت جهت تغییر ذائقه مخاطبین استفاده می شود ، طوریکه قربانیان ، فرهنگ تحمیلی را بر فرهنگ خودی ترجیح داده و برای رسیدن به دنیای کاذب خودساخته به فکر ایجاد تحول در جامعه هستند و باورشان شده که این خواسته زائیده فکر و اندیشه خودشان است . غافل از آنکه این افکار در اثر تلقینات دشمنان کشورشان بوده و نه برای بسط و گسترش آزادی و دمکراسی بلکه بمنظور به زیر یوغ در آوردن آنها برنامه ریزی و اجراء می شود .
برای رد گم کردن گروهها و سازمانهای غیر دولتی وظیفه ایجاد تغییرات در کشور هدف را برنامه ریزی ، سازماندهی و اجرا می کنند .
در کشور ثالثی تعدادی از عواملی که قبلا شناسایی شده اند بمنظور جذب و سازماندهی گروههای شورشی آموزش می بینند .
نیروهای نظامی و امنیتی کشور هدف با تاکتیکهای جنگ روانی منفعل شده و کارایی خود را برای مقابله با شورشیان از دست می دهد و تودهای مردمی بوسیله گروههای آموزش دیده تحریک شده و در راستای منافع کودتاگر در انقلابی نا خواسته و بدون خونریزی مشارکت می کنند .
شاید 18 تیر را بتوان نوعی کودتای مخملی نامید که توسط بعضی از افراطیون جناح اصلاح طلب و با همکاری عوامل و سازمانهای آمریکایی طراحی شده بود ولی با تیزبینی رهبر معظم انقلاب و حضور به موقع مردم در صحنه به شکست انجامید .
با بررسی تحولات آن روزها می توان تمامی شاخصه های کودتای مخملی را در آن توطئه از پیش طراحی شده یافت .
آمریکایی ها براساس اطلاعات غیرواقع که از طریق عوامل داخلی شان بدست آورده و می آورند شناخت دقیقی از مردم و ساختار حکومتی نظام اسلامی ندارند فلذا در مواجه با انقلاب اسلامی همیشه اشتباه کرده اند . البته آنا از اشتباهات خود تجربه اندوزی می کنند و با بررسی عواملی که باعث شکست طرح کودتای مخملی شد، راه حلهای جدیدی را پیدا و اجرا می کنند .
رویکرد جدید آمریکا در رابطه با ایران علاوه بر سیاستهای پیشین ، تضعیف اعتقاد عمومی مردم نسبت به اسلام و ارزشهای انقلاب اسلامی و ایجاد فاصله با رهبری است . در راستای این سیاست درگیری های جناحی ، تحریمهای اقتصادی ، ایجاد بدبینی نسبت به مسئولین اجرایی و تخریب چهره آنان و تضعیف جایگاه اجتماعی دولتمردان از جایگاه ویژهای برخوردار است .
همزمان دامن زدن به اختلاف بین شیعه و سنی و شوراندن اهل سنت بر علیه شیعیان بخشی از برنامه آمریکا برای نابودی ام القری مسلمان است . تحریف واقع عاشورا و ترویج خرافه گری و مداحی هایی به سبکهای مذموم و دلسرد کردن مردم از ظهور منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر(عج) تاکتیک دیگر آمریکاست .
در نهایت استحاله نظام اسلامی هدف اصلی غرب به سرگردگی آمریکا و انگلیس است تا بدین وسیله به هدف غایی خود که 28سال به دنبال آن بوده اند دست یابند .
در این نوشتار کوتاه به طور کلی و اجمال بعضی از سیاستهای آمریکا برای حذف و یا کنترل نظام اسلامی آورده شده است و خوانندگان خود مصادیق بیشتری را در جامعه مشاهده می کنند و هدف نگارش این مقاله هشدار دادن به دلسوزان انقلاب است تا بدانند با چه توطئه هایی روبرو هستیم و چه باید بکنیم .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی
یک نظر بنویسید