آگوست 19, 2007 در 7:12 ب.ظ (Uncategorized)
اینجا آمریکاست اینجا همان جایی است که آرزوی بسیاری از متمدنین برای ایجاد آزادی محقق می شود؟؟؟
اینجا همان جایی است که در خیابان هایش اتومبیل های لوکس و مجلل در حرکت اند؟؟؟
اینجا همان جایی است که لباس و مد و وسایل زندگی هر روز جدید می شوند؟؟؟
اینجا همان جایی است که در فاصله یک شب تا صبح خیلی از آدمها پولدار می شوند؟؟؟
اینجا همان جایی است که آزادی موج موج می زند؟؟؟
اینجا همان کشوری است برای مردم حق شهرو ندی و دمکراسی قائل اند؟؟؟
اینجا همان کشوری است که برای حقوق حیوانات دادگاه تشکیل می شود؟؟؟؟
اینجا همان جایی است که در مدارس اش دانش آموزان پیشرفته ترین امکانات تحصیل را دارند؟؟؟
اینجا آمریکاست!!!!!!؟؟؟؟
اینجا همان جایی است که اگر حرفی از تمدن بزنید باید انگشت نگاری شوی تا به لیست تروریست ها اضافه شوی!!!!!
اینجا همان جایی است که توی خیابانهای آن کارتن خوابها در سرما و گرما و زیر باران در فقر و گرسنگی و نبود بهداشت زندگی کنند، مثل کرمهای روی جسد آنها را سم پاشی کنند و به آنها اتیکت می زنند!!!!!!
اینجا همان جایی است که با بی بند و باری و شهوت رانی وسوءاستفاده های تبلیغاتی و جنسی زنان شان را راهی بازار می کنند!!!!
اینجا همان جایی است که مردان ادای زنان را درمی آورند و لباسهای زنانه و موهای دخترانه دارند و عیاشی و مشروب و مواد مخدر را برای تفریح و سر گرمی وقت گذرانی استفاده می کنند!!!
اینجا همان جایی وهمان کشوری است که با نظر یک سناتور رمز و قفل بزرگترین بانک کشور باز می شود و تازه آخر سر اگر دادگاهی هم باشد دست سازمان امنیتی آنجا هم از آستین جناب سناتور بیرون می آید !!!!
اینجا همان جایی است که از خانواده حق دخالت در ولگردی و هرزگی شبانه جوانان گرفته می شود و بلیط مجانی پارتی های دسته جمعی و محل های پر خطر را در ازای آن به جوانان می دهند!!!!
اینجا همان جایی است که در هر خانه جاسوسی برای رئیس خانه می گمارند تا مگر در ازاء جاسوسی ، رتبه کاری جاسوس به پاداش با لاتر رود!!!!!
اینجا همان جایی است که حق دمکراسی را از بسیاری از کشورهای جهان سوم می گیرند و به شهروندان خود اعطا می کنند!!!
اینجا همان جایی است که برای تداوم نسل خود از آزمایش کردن دارو های نو و جدید و خطر دار بر روی سیا هپوستان و اقلیت ها استفاده می کنند!!!
اینجا همان جایی است که برای پر کردن جیب سر مایه داران یهودی جنگ بین کشورهای مختلف راه اندازی می شود و با فروش ابزار جنگی و گرفتن جانهای مردمان این رضایت کارتلهای اقتصادی را فراهم می کنند!!!!
اینجا همان جایی است که در مدارس آن درسهای برخورد جنسی و فریب دیگران را تدریس می کنند!!!
اینجا همان جایی است که در مدارس آن به جای کتاب و دفتر و لوازم التحریر انواع سلاح های سرد و گرم و لوازم آرایشی و مجلات آنچنانی حمل می شود!!!!
اینجا همان جایی است که درکلاس درس دانشگاههای آن به جای مهرورزی و تعامل اجتماعی ، دانشجویان هر سال با اسلحه به جان همکلاسی ها و استادان خود افتاده آنان را قتل عام می کنند و یا به گرو گان می گیرند!!!
و اینجا همان…….. قبله آمال بعضی از مردمان ماست . مردمانی غافل که آرزوهای خود را در آن جستجو می کنند .
ولی من با جرآت می گویم اینجا دیگر ایران است نه آمریکا ، خاک پاک وطن اسلامی ما و خاک پاک مردان و زنان با ایمان و خدا جوست .
اینجا همان جایی است که پیامبر اعظم (ص) مردمانش را یاوران دین ختم رسل یعنی دین مبین اسلام اعلام کرد .
و برای ما بهترین نقطه از این جهان هست و خواهد ماند .
نویسنده : فاطمه موسوی
۱ دیدگاه
آگوست 17, 2007 در 2:14 ب.ظ (Uncategorized)
پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1946 با سخنان چرچیل جنگ سرد بین غرب به سرکردگی آمریکا و شرق به رهبری شوروی سابق شروع شد و تا فروپاشی آن کشور ادامه داشت گرچه تقسیم شوروی به کشورهای کوچکتر که به تنهایی قدرت لازم برای مقابله با بلوک غرب را ندارند ، برای آنها پیروزی بزرگی به شمار می رود ولی غرب تنها بهانه موجودیت سیستمهای نظامی از جمله پیمان ناتو و ساخت و استقرار موشکهای راهبردی و نیز سلاحهای اتمی و شاید موجودیت خود را از دست داد .
غرب همیشه برای ادامه حیات خود دشمنی لازم دارد تا بواسطه آن دشمن واقعی و یا فرضی کارخانه های تسلیحاتی اش رونق داشته و مجوز تاسیس پایگاههای نظامی را در کشورهای مختلف جهان داشته باشد . پایگاههایی که اسباب نفوذ و دخالت در آن کشورها و یا کنترل همسایگان است .
غربیها در بعد سیاسی بر همه سازمانهای بین المللی نفوذ و تسلط دارند . آمریکا با همکاری چند کشور غربی در حالیکه در عرصه های اقتصادی و تا حدودی سیاسی با هم رقابت دارند ولی در مورد کشورهای اسلامی و مخصوصا مقابله با انقلاب اسلامی کاملاً متفق القول هستند . تحمیل هشت سال جنگ برای نابودی ایران اسلامی با بکارگیری رژیم بعث عراق و با حمایت مالی اعراب حاشیه نشین و تجهیزاتی و اطلاعاتی کشورهای غربی ، بخشی از سیاست خصمانه غرب بر علیه اسلام و انقلاب اسلامی است .
حمایت از اسرائیل بعنوان نوک پیکان زهرآلود غرب بمنظور مقابله با مسلمانان و ایجاد تفرقه در میان مذاهب و کشورهای اسلامی ، جلوگیری از قدرت یافتن و بهم پیوستن این کشورها در راستای همان سیاست است .
تسلط بر سازمانهای بین المللی و برخی کشورهای صاحب نفوذ ، موجبات مداخله در امور دیگر کشورها را برایشان فراهم ساخته تا جایی که می توانند رژیمهایی را ساقط نموده و رژیم دلخواه خود را جایگزین آن کنند .
سازمان تجارت جهانی ، شورای امنیت ، سازمان جهانی انرژی اتمی و … ابزاری در دست آمریکاست تا بوسیله آن دنیا را در کنترل خود داشته باشد .
در بعد عقیدتی ، غرب خود را پیشتاز دنیا می داند ، ایدئولوژی تولید می کند . فرهنگ سازی کرده و آن را به دیگر کشورها صادر می کند و برای فرهنگها و مکاتب ، تاریخ مصرف تعیین می کند .
قوی ترین خبرگزاری های دنیا در دست غربیهاست . شبکه جهانی اینترنت انحصاراً در اختیار آمریکاست و همینطور بزرگترین موتورهای جستجوگر همانند یاهو و گوگل و هزاران سایتهای بزرگ و کوچک که مروج فرهنگ غرب هستند .
سینمای غرب با اتکا به هالیود ابزار قدرتمندی برای اشاعه فرهنگ وتمدن غربیست .
در بعد اقتصادی قوی ترین اقتصادهای دنیا بازهم به غربیها تعلق دارد .
ولی این غول بی شاخ و دم در برابر گسترش اسلام و انقلاب اسلامی خود را ناتوان می بیند . چرا ؟
علی رغم توان بلامنازع غرب در تسلط بر دنیا ، اینک تمدن غربی در حال سرازیر شدن از نوک قله ای است که با زحمت خود را به آن رسانده است . ایدئولوژی غربی جوابگوی بشر امروزی نیست و در گوشه و کنار دنیا و حتی در خود کشورهای غربی می بینیم که مردم به سوی معنویت و هویت گم شده خود رجعت می کنند و بر همین اساس است که طیف صهیونیسم مسیحی حاکم بر آمریکا با شعار دینداری و معنویت از مردم رای گرفت و حتی جنگهای خود را رنگ مذهبی داده و در اعمال سیاستهای خود از الگوهای مذهبی استفاده می کند .
برخلاف تبلیغات گسترده ، اقتصاد آمریکا در بحران عجیبی به سر می برد . صنعت زیربنایی آنها فرسوده شده و محتاج بازسازی با هزینه های گزاف است که درتوان آمریکا نیست و یکی از اهداف آمریکا در حمله به کشورهای مختلف و بحرانی نشان دادن دنیا بمنظور تسلط بر منابع دیگران فروش تسلیحات برای جبران عقب ماندگی خود است .
ابهت کذایی آمریکا شکسته شده و مردم دنیا دیگر از آنها ترسی ندارند . شعار مرگ بر آمریکا در اکناف دنیا و حتی حیات خلوتش به وضوح شنیده می شود . ارتش آمریکا با ورود در جنگ عراق توخالی و ضعیف بودنش را نشان داد . مردم به آمریکایی ها اعتماد ندارند و آنها را دروغگو می دانند .
با اقدامات خودسرانه آمریکا ، سازمانهای بین المللی اعتبار خود را از دست داده است . کشورهای کوچک و بزرگ با تشکیل و تقویت سازمانهای منطقه ای موجبات تضعیف آنها را فراهم کرده و بر قدرت خود افزوده اند و در واقع در برابر ابرقدرتها و مخصوصاً آمریکا قد علم کرده اند .
به جرات می توان گفت آمریکا همانند سیب گندیده ایست که درونش فاسد شده ولی ظاهری زیبا دارد و با اشاره ای ترکیده و بوی گندش عالم را فراخواهد گرفت . آمریکا نفسهای آخر را می کشد ولی از پای ننشسته و برای نجات خود همه کار می کند .
در ادامه همان سیاست کهنه ، جهان اسلام را دشمن خود ساخته تا جنگ سردی دیگری را بر دنیا تحمیل کند و از طرفی نگران رشد و گسترش تمدن اسلامی است و بدین جهت تلاش می کند تا چهره ای نازیبا از اسلام به مردم دنیا نشان داده و آنان را از اسلام و مسلمین بترساند . ایجاد و سازماندهی و تقویت طالبان با آن اعمال خلاف شرع مقدس اسلام و طرحریزی حمله به برجهای دوقلو ، تلاش برای ایجاد اختلاف بین اهل سنت و شیعه و به دنبال آن نابودی شیعیان ، تقویت رژیمهای دیکتاتور پادشاهی وابسته در کشورهای اسلامی و… در همین راستا اجرا می گردد .
ایران اسلامی مهمترین و اصلی ترین مانع اجرای سیاستهای آمریکا در منطقه است و برای از پای در آوردن نظام اسلامی هم برنامه هایی را طراحی و اجرا کرده و می کند .
تضعیف جایگاه ولایت فقیه و روحانیت ، تحریف مداحی ها و عزاداری های حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و ایجاد شک نسبت به قیام آخرین ودیعه الهی و منجی عالم بشریت ، اختلاط فرهنگ غرب با فرهنگ اسلامی که منجر به التقاط شده و گرفتن هویت اسلامی از مردم و تحمیل فرهنگ مبتذل و منحط غرب و تلاش برای فراموشی راه و اندیشه امام خمینی (ره) و در نهایت تربیت نسلی که یا هویتی نداشته و یا هویتی غربی بر آنها حاکم است برنامه های آمریکا برای استحاله نظام اسلامی است که به وسیله عوامل داخلی او اجرا می شود .
اگر مشکلات مبتلابه جامعه را ریشه یابی کنیم همه جا حضور آمریکایی ها و سیاستهای آنها را می بینیم . منتهی اینبار مستقیماً به جنگ ما نیامده اند و بخشی از جامعه ما پیاده نظام آمریکا را تشکیل می دهند .
اگر به 10 سال گذشته بازگشته و وقایع و اتفاقات آن را تا به امروز در کنار هم قرار دهیم و با دیدی باز به این وقایع نگاه کنیم مطمئناً به نتیجه تاسف باری خواهیم رسید . عده ای به نام این مردم و از میان همین مردم خواسته یا ناخواسته مجری توطئه های دشمنان این مرز و بوم بوده و هستند . آنها مترجم دشمن شده اند و گفته های سیاست گزاران آمریکایی را به زبان ساده تر بوسیله روزنامه ها و تریبونهایی که در اختیار دارند بیان می کنند و در سالهای گذشته مجری برنامه های آنها بوده اند و امروز هم تلاش می کنند با توسل به ترفندهای گوناگون دوباره به قدرت بازگشته و بازهم همان رویه را ادامه دهند .
امیدواریم اینگونه افراد سرعقل آمده و با طناب پوسیده غرب خود را به تباهی نکشانند .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر / یاعلی
نوشتن دیدگاه
آگوست 17, 2007 در 2:12 ب.ظ (Uncategorized)
بعد از جنگ جهانی دوم استراژی نظامی آمریکا بر سه اصل عملیات تهاجمی سریع با حداقل تلفات و هزینه که در کمترین زمان پیروزی بدست آورد استوار شد . اگر جنگهایی را که در دهه های اخیر آمریکا شروع کننده آن بود بازبینی کنیم مولفه های استراتژی کلی آن کشور را به وضوح خواهیم دید .
رویکرد جدید نظامی آمریکا به دنبال حملات از پیش طراحی شده 11سپتامبر از حالت دفاع پیشگیرانه به تهاجم پیش دستانه تغییر ماهیت داد و در جنگ عراق عملیاتی شد . حمله به افغانستان برای ازبین بردن گروه طالبان که خود آن را بوجود آورده بود ، اولین تجربه آمریکا در فاز جدید استراتژی نظامی بود و به دنبال آن حمله به عراق بستری بود برای آزمایش تاکتیکهای طراحی شده جدید و نیز جنگ افزارهای نوین . در هر دو جنگ اخیر آمریکا ، مولفه های مهمی وجود دارد که توجه به آنها برای پیش بینی سیاستها و نیز عملیات نظامی آن کشور ضروری است .
1- در هر دو جنگ ، آمریکا دستاویزی برای اقناع افکار عمومی داشت و یا با استفاده از قدرت رسانه ای خود بوجود آورد .
2- همراهی افکار عمومی داخلی برای سیاستمداران آمریکا در تحمیل جنگ امری حیاتی است و بدون آن نمی توانند و نمی خواهند عملیات نظامی گسترده ای را انجام دهند .
3- قبل از جنگ با توسل به سازمانهای بین المللی و نیز کشورهای همسو ، کشور هدف را از هرجهت در موضع ضعف قرار می دهد، مخصوصا در بعد روحی و روانی مردم کشور هدف .
4- عموماً درصد زیادی از مردم کشور هدف از رژیم حاکم ناراضی بوده و ما بقی هم با جنگ روانی گسترده یا خود را با سیاستهای آمریکا همراه کرده و یا منفعل می شوند که هر دو گزینه به نفع آمریکا ست.
5- عملیات نظامی سریع ، پر حجم و همه جانبه بوده و برای آمریکایی ها کمترین هزینه را بهمراه دارد .
6- کشورهای همسو مخصوصاً غربی و منطقه ای با عملیات نظامی موافق بوده اند .
و…
حال ببینیم در مورد ایران این پارامترها مصداق دارد یانه ؟
1- پس از افشاء شدن دروغ پردازی آمریکایی در فریب مردم دنیا مخصوصاً در جنگ عراق یک نوع بی اعتمادی عمومی نسبت به آمریکا ایجاد شده که به این زودی از اذهان پاک نمی شود .
2- مردم آمریکا در چند سال گذشته دو جنگ را تجربه کرده اند و علی رغم پیروزی های سریع اولیه در ادامه ، تلفات ناشی از استمرار حضور در کشور غصب شده هر روز بیشتر شده است و با توجه به روحیه رفاه گرایی عمومی در آمریکا ، مردم آن کشور تحمل جنگی دیگر را ندارند .
3- ایران اسلامی برخلاف افغانستان و عراق وابستگی چندانی به کشورهای دیگر ندارد و در مواقع بحرانی با توجه به پیشرفتهای اقتصادی و منابع مختلف داخلی توان ایستادگی و مقاومت در برابر هرگونه فشار اقتصادی را دارد (در طول جنگ تحمیلی و پس از آن تحریمهای آمریکا و کشورهای غربی نتوانست ایران را از دست یازیدن به اهداف اصولی خود بازدارد) .
4- مردم ایران برخلاف مردم افغانستان و عراق به نظام اسلامی وفادار بوده و آن را متعلق به خود می دانند و ارتباط ویژه مردم با رهبری نظام همراه با دلبستگی معنوی حاکم بر روابط مردم و مسئولین مانع از ایجاد فاصله بین حکومت و مردم شده و توطئه های دشمنان و عوامل داخلی آنان در ایجاد شکاف بین حکومت و توده ملت تا به حال کارساز نبوده و نخواهد بود .
از طرفی ویزه گیهای خاص دینی مردم ایران از جمله فرهنگ ایثار و شهادت برگرفته از فرهنگ عاشورا و قیام ابا عبدالله الحسین علیه السلام و نیز فرهنگ انتظار نیروی محرکه قویی هستند که در برابر دشمنان سد محکمی را ایجاد کرده است و بدینجهت درسالهای اخیر حمله به این نقاط محوری از سوی دشمن و عوامل داخلی اش به شدت ادامه دارد .
5- ایران کشوری بزرگ و با جغرافیایی متنوع است که عملیات نظامی در آن توان نظامی بالایی را می طلبد ، از طرفی می دانیم که جنگهای آینده هواپایه است و در سالهای اخیر نیروهای مسلح کشورمان خود را آنچنان مجهز کرده اند که توان مقابله با هر تهدیدی را دارند . مضاف بر آنکه نیروی دشمن دیگر هزاران کیلومتر از ما فاصله ندارد بلکه در تیررس موشکهای کوتاه برد ما هستند و این موضوع از هرجهت برتری نظامی ما را بر دشمن تضمین می کند .
حک کردن آرم سپاه بر بدنه ناو جنگی آمریکا توسط دلارمردان سپاه ، فیلم برداری نیم ساعته از ناو جنگی دیگرش و نیز دستگیری ملوانان انگلیسی برتری نظامی ما را بر دشمن نشان می دهد .
حمله به ایران مطمئاً هزینه بالای نظامی را برای آمریکا خواهد داشت . استراتژی نظامی رزمندگان اسلام بعد از جنگ و با استفاده از تجربیات آن دوران متحول شده و اکنون قدرت مانور نیرویی و تجهیزات نیروهای مسلح اعم از ارتش و سپاه فوق العاده افزایش یافته که در مانورهای نظامی شاهد آن هستیم . علاوه بر آن نیروی ایمان ، انگیزه دفاع را در نیروهای خودی به شدت بالا می برد و انگیزش دفاعی در نیروهای نظامی اولین و مهمترین پارامتر سنجش توان یگانهای رزم است .
6- برخلاف دو جنگ گذشته کشورهای غربی به جزء انگلیس مخالف حمله نظامی به ایران هستند و کشورهای منطقه نیز برای دوری از جنگی که در صورت بروز همه منطقه را به آتش خواهد کشید به انحاء مختلف مخالفت خود را با گزینه نظامی به دوستان غربی شان ابراز داشته اند .
نتیجه اینکه تنها راه و گزینه پیش روی آمریکا در برخورد با ایران اسلامی چه با هدف حذف نظام اسلامی و یا کنترل آن و جلوگیری از گسترش اسلام خواهی در منطقه و الگو شدن ایران برای مردم و مبارزین کشورهای اسلامی کودتای مخملی است و تهدیدات نظامی که هر از چندگاه با جابجایی ناوها و اظهارات فرماندهان نظامی و مسئولین سیاسی آن کشور علیه ایران اسلامی شدت می یابد بمنظور ایجاد چتر ترس و وحشت از حمله نظامی در بین مردم است و صورت واقعی نداشته و نخواهد داشت مگر اینکه سیاست مداران آمریکایی قصد خودزنی داشته و بخواهند کشور خود را در باتلاقی فرو ببرند که گریز از آن امکان ندارد .
کودتای مخملی تلفیقی از اقدامات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و … است که با تغییر ذائقه مردم کشور هدف و تضعیف سیستمهای امنیتی و شاکله ساختار سیاسی همراه است . در این نوع کودتا لایه میانی جامعه که عموماً دانشجویان ، معلمان ، فارغ التحصیلان دانشگاهی ، روزنامه نگاران و مدیران میانی می باشند مخاطب اصلی کودتاگران هستند .
از شیوهای عملیات روانی با دقت و ظرافت جهت تغییر ذائقه مخاطبین استفاده می شود ، طوریکه قربانیان ، فرهنگ تحمیلی را بر فرهنگ خودی ترجیح داده و برای رسیدن به دنیای کاذب خودساخته به فکر ایجاد تحول در جامعه هستند و باورشان شده که این خواسته زائیده فکر و اندیشه خودشان است . غافل از آنکه این افکار در اثر تلقینات دشمنان کشورشان بوده و نه برای بسط و گسترش آزادی و دمکراسی بلکه بمنظور به زیر یوغ در آوردن آنها برنامه ریزی و اجراء می شود .
برای رد گم کردن گروهها و سازمانهای غیر دولتی وظیفه ایجاد تغییرات در کشور هدف را برنامه ریزی ، سازماندهی و اجرا می کنند .
در کشور ثالثی تعدادی از عواملی که قبلا شناسایی شده اند بمنظور جذب و سازماندهی گروههای شورشی آموزش می بینند .
نیروهای نظامی و امنیتی کشور هدف با تاکتیکهای جنگ روانی منفعل شده و کارایی خود را برای مقابله با شورشیان از دست می دهد و تودهای مردمی بوسیله گروههای آموزش دیده تحریک شده و در راستای منافع کودتاگر در انقلابی نا خواسته و بدون خونریزی مشارکت می کنند .
شاید 18 تیر را بتوان نوعی کودتای مخملی نامید که توسط بعضی از افراطیون جناح اصلاح طلب و با همکاری عوامل و سازمانهای آمریکایی طراحی شده بود ولی با تیزبینی رهبر معظم انقلاب و حضور به موقع مردم در صحنه به شکست انجامید .
با بررسی تحولات آن روزها می توان تمامی شاخصه های کودتای مخملی را در آن توطئه از پیش طراحی شده یافت .
آمریکایی ها براساس اطلاعات غیرواقع که از طریق عوامل داخلی شان بدست آورده و می آورند شناخت دقیقی از مردم و ساختار حکومتی نظام اسلامی ندارند فلذا در مواجه با انقلاب اسلامی همیشه اشتباه کرده اند . البته آنا از اشتباهات خود تجربه اندوزی می کنند و با بررسی عواملی که باعث شکست طرح کودتای مخملی شد، راه حلهای جدیدی را پیدا و اجرا می کنند .
رویکرد جدید آمریکا در رابطه با ایران علاوه بر سیاستهای پیشین ، تضعیف اعتقاد عمومی مردم نسبت به اسلام و ارزشهای انقلاب اسلامی و ایجاد فاصله با رهبری است . در راستای این سیاست درگیری های جناحی ، تحریمهای اقتصادی ، ایجاد بدبینی نسبت به مسئولین اجرایی و تخریب چهره آنان و تضعیف جایگاه اجتماعی دولتمردان از جایگاه ویژهای برخوردار است .
همزمان دامن زدن به اختلاف بین شیعه و سنی و شوراندن اهل سنت بر علیه شیعیان بخشی از برنامه آمریکا برای نابودی ام القری مسلمان است . تحریف واقع عاشورا و ترویج خرافه گری و مداحی هایی به سبکهای مذموم و دلسرد کردن مردم از ظهور منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر(عج) تاکتیک دیگر آمریکاست .
در نهایت استحاله نظام اسلامی هدف اصلی غرب به سرگردگی آمریکا و انگلیس است تا بدین وسیله به هدف غایی خود که 28سال به دنبال آن بوده اند دست یابند .
در این نوشتار کوتاه به طور کلی و اجمال بعضی از سیاستهای آمریکا برای حذف و یا کنترل نظام اسلامی آورده شده است و خوانندگان خود مصادیق بیشتری را در جامعه مشاهده می کنند و هدف نگارش این مقاله هشدار دادن به دلسوزان انقلاب است تا بدانند با چه توطئه هایی روبرو هستیم و چه باید بکنیم .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یاعلی
نوشتن دیدگاه
جولای 24, 2007 در 1:56 ق.ظ (Uncategorized)
يادمه زمان جنگ دو تا شبکه تلويزيوني بيشتر نداشتيم . شبکه اول برنامه هايش را از ساعت 5/2 شروع مي کرد و تا ساعتهاي 10 تمام مي شد و شبکه دوم هم از ساعت 4 يا 5 تا 30/10برنامه داشت . بعد جنگ کم کم هم بر تعداد شبکه ها افزوده شد و هم حجم برنامه افزوده شد . الان هر وقت تلويزيون را روشن کني برنامه داره و دوتا شبکه سراسري هم که شبانه روزي است .
در عصري که ما زندگي مي کنيم و به عصر انفجار اطلاعت معروف شده حضور رسانه اي که ملزم به رعايت شئونات انساني و ديني هست واقعاْ جاي خوشحالي دارد .
تهاجم فرهنگي غرب عليه اسلام و انقلاب اسلامي دغدغه همه دلسوزان نظام بوده و هست ولي ما اکثراْ مصاديق آن را در پوشش جامعه جستجو کرديم گرچه نوع رفتار و پوشش مردم نشانه اي از اعتقادات دروني آنهاست ولي اثرات اصلي تهاجم در افکار و انديشه هاي مردم نهفته است و بايد فکري براي آن کرد .
ديد ما به تلويزيون و راديو به عنوان ابزاري براي آموزش و هدايت فرزندانمان در جهت اهداف انقلاب بوده ولي چند سالي هست که بنده به شخصه در مورد برنامه هاي مختلف تلويزيوني بخصوص سريالها و فيلمهاي سينمايي دچار ترديد شده ام . ترويج رفاه طلبي و ثروت اندوزي و بددهني جزوء سياستهاي رايج سيما شده . براي من غير قبوله که براي جذب مخاطب قبح ضدارزشها در رسانه ملي شکسته شده و ارزشهاي انقلاب اسلامي مورد بي مهري قرار گيرند .
در کشورهاي غربي پس از گذشت ?? سال هنوز هم فيلمهايي درباره جنگ جهاني دوم و حماسه آفريني سربازانشان در رفع تجاوز آلمان نازي ساخته و عرضه مي شود ولي در رسانه ما با اينکه کمتر از دو دهه با جنگ تحميلي فاصله نگرفته ايم به همين زودي فرهنگ جبهه که به حق تبلوري از اسلام ناب محمدي (ص) بود به فراموشي سپرده شده در نتيجه نسل امروز با دفاع مقدس و پرافتخار ما بيگانه شده است .
حضرت امام خميني (ره) که بنيانگذار بزرگترين انقلاب جهاني بودند فقط در سالگرد رحلتش در رسانه ها مطرح مي شود و افکار و انديشه هاي اين ابر مرد تاريخ که مي بايست به اشکال مختلف تبيين شده و به نسلهاي آتي منتقل گرد کم کم به فراموشي سپرده مي شود .
امروز شبکه هاي مختلف تلويزيون مروج مد و مدگرايي شده و انواع مد لباسهايي را که شهرستانيها از آن خبر ندارند از طريق همين رسانه ملي مي بينند و الگوسازي مي کنند .
چند روز پيش سوار تاکسي شدم . صداي آهنگ تندي در فضاي تاکسي پيچيده بود . خواستم اعتراضي کنم ولي صبر کردم شايد راننده به خاطر ريش و سبيل بنده اگر آهنگ را قطع نکرد صدايش را کم کند. تو اين افکار بودم که ديدم آهنگ قطع شد و مجري راديو شروع به صحبت کرد . از خودم شرمنده شدم که راديوي ما آهنگهاي تند خارجي را که در غنا بودن آنها شکي نيست به اين راحتي و بدون ملاحظه پخش مي کنند .
ما هميشه مدافع انقلاب و نظام اسلامي و نهادها و بخشهاي وابسته به آن بوده و هستيم ولي نمي توانيم استحاله فرهنگ اسلامي را ببينيم و ساکت بنشينيم چه اين کار توسط دشمن صورت بگيرد و يا دوستان نادان و يا عوامل نفوذي دشمنان .
افزايش کميت برنامه هاي راديو و تلويزيون نبايد منجر به افت کيفيت آن شود و مهمتر از آن به اين بهانه نمي توان تهاجم به فرهنگ اسلامي را در رسانه خودي ناديده گرفت .
به نظر مي رسد رسانه ملي به يک خانه تکاني جدي نياز دارد . بايد تغييرات اساسي در آن بوجود آيد . فرهنگ ناب محمدي (ص) محور همه سياستها و برنامه هاي رسانه قرار گيرد و هر برنامه اي مي بايست بار فرهنگي داشته و پيامهاي اسلامي را در مخاطب القاء کند . در انتخاب مجريان و بازيگران تجديد نظر شود . مگر مي شود در رسانه اسلامي مجريان و بازيگراني حضور داشته باشند که حتي به ظواهر احکام و قوانين اسلامي پايبند نيستند ؟!
بنده تا اين حد اکتفا مي کنم و اميدوارم مسئولين رسانه ملي خود به فکر پيرايش راديو و تلويزيون باشند و انتظاري را که حضرت امام خميني (ره) از ايشان داشته و مقام معظم رهبري بر آن صحه گذاشتند تامين نمايند تا کار به جايي نرسد که مومنين فرزندان خود را از تماشاي تلويزيون منع کنند که آنروز روز عزا براي رسانه اسلامي است !
اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر / ياعلي
اين يادداشت را بنابه دعوت برادر بزگوارم حامد طالبي که در حرکتهاي فرهنگي پيشتاز هستند نوشتم و از دوستان عزيزم مديران وبلاگهاي پيام دل – قصه بچه بسيجي – منطقه ممنوعه – ارمينه – شهيد شريفي – پاک ديده – آهستان – عصر انتظار – جامي از فرهنگ – جمهوريت - نافذ - نقد ملس - مجاهد - سوزنبان - تا صبح انتظار هم درخواست مي کنم در اين حرکت وبلاگي شرکت نمايند .
دوستان بزرگوار بعد از نوشتن مقاله به اينجانب و يا آقاي طالبي اطلاع دهيد تا نام وبلاگ و مقاله لينک شود .
۱ دیدگاه
جولای 20, 2007 در 1:08 ب.ظ (Uncategorized)
هرجا انگلیس حضور داشته اختلاف ایجاد کرده چه آن زمانی که ابر قدرت بود و نصف دنیا را در اختیار داشت و چه زمانی که در سایه آمریکا سیاستهایش را اعمال کرده .
بعد از فروپاشی دولت عثمانی انگلیس فریبکار کشور بزرگ عثمانی را به کشورهای کوچک تقسیم کرد ولی طوری اینکار را کرد که همیشه اختلافات مرزی بین این کشورها باقی بماند و در آینده این موضوع (اختلافات مرزی) موجب ایجاد تنش در منطقه شود . حالا هم در سایه آمریکا آمده تا جغرافیای سیاسی منطقه را تغییر دهد و این هوشیاری ممالک اسلامی را می طلبد تا فریب او و آمریکا را نخورند .
نقشه های جغرافیایی سالهای دور و نزدیک نشان می دهد که علاوه بر جزایر سه گانه کشورهایی که ادعای ارضی نسبت به کشور ما دارند روزگاری جزوء کشور بزرگ ایران بودند که با بی مبالاتی شاهان حاکم به تدریج از ایران منفک شده اند و قبل از انقلاب هم با بی کفایتی شاه ملعون استانی از کشورمان منفک شده و کشوری بنام بحرین زاده شد .
بنده نمی خواهم به اسناد تاریخی استناد کنم که همه بر تسلط ایران بر جزایر سه گانه اذعان دارد و هیچ شکی در آن نیست بلکه آنچه که مد نظرم هست نوع برخورد کشورهای خلیج فارس با ماست .
آنها در حالیکه ادعا دارند مسلمانند ولی سیاستهای دشمنان اسلام را مو به مو اجرا می کنند . در بحث قدس که مهمترین موضوع جهان اسلام هست سیاست کجدار مریز آنها در واقع به نفع رژیم صهیونیستی تمام شده و به قول وزیر خارجه سابق کشورمان کشورهای عربی به جای مبارزه با اسرائل روابط پنهان خود را با او قطع کنند
حمایت آنها از گروههای تروریستی عراقی و اختلاف افکنی بین شیعه و سنی و کشتار شیعیان به نفع اشغالگران بوده و به ضرر مسلمین . ولی ادعای بی ریشه امارات و حمایت کشورهای خلیج فارس چه اهدافی را دنبال می کند ؟
همانطور که عرض کردم انگلیسیها هرجا حضور داشتند بستری را برای اختلاف ایجاد کردند و به نظر می رسد تاکید بر ادعای پوچ امارات زمینه ای است برای جنگهای آینده و اگر این کشور و هم پیمانانش توان نظامی قابل ملاحظه ای داشتند همانند رژیم بعث عراق خود را درگیر جنگی می کردند که در واقع به نفع دشمنان اسلام و به ضرر مسلمین است .
آنها در حالی دم از وحدت اسلامی می زنند که خود عامل تفرقه اند . چرا وقتی آنها در هر جمعی و کنفرانس و همایش کوچک و بزرگی بر ادعای پوچ امارات صحه می گذارند اتحاد مسلمین خدشه دار نمی شود و دخالت در یک کشور اسلامی نیست ولی وقتی یک روزنامه نگار ایرانی که به حق دیدگاه بخش زیادی از مردمش را منعکس می کند اینگونه برآشفته و حتی او را محارب با خدا دانسته و قتل او را واجب می شمارند . مگر آقای شریعتمداری سب نبی کرده و یا جواز تجاوز به یک کشور اسلامی را صادر کرده است؟!
اگر تمامیت ارضی کشورهای اسلامی برای آنها مهم هست چرا در قضیه فلسطین انفعالی برخورد می کنند . چرا در عراق آشکارا با اشغالگران همکاری کرده و می کنند و …
این حکومتهای کوچک بقا خود را وابسته به دشمنان اسلام کرده اند چرا که از حمایت مردمی برخوردار نبوده و رابطه خوبی با ملتهای خود ندارند فلذا مجبورند برای حفظ خود مطیع استعمارگران شوند .
در این میان رفتار وزارت امورخارجه کشورمان هم در شان ملت بزرگ ایران نبود و سفر شتاب زده وزیر امورخارجه مان به بحرین و مهر تایید نهادن بر شانتاژ تبلیغاتی آنها کار جالبی نبود . باید به کشورهای حاشیه خلیج فارس گوشزد می شد که جواب های هوی هست و اگر آنها بر ادعایی پوچ مهر تایید می زنند باید منتظر عکس العمل مردم ما هم باشند .
با امید روزی که ملل اسلامی از یوغ استعمار و استبداد آزاد کشته و جبهه واحدی را در برابر دشمنان اسلام تشکیل دهند .
اللهم عجل لولیک الفرج / یا علی
نوشتن دیدگاه
جولای 6, 2007 در 1:21 ق.ظ (Uncategorized)
دهم ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۶ چهار نشريه دانشجويي در دانشگاه اميركبير مطالبي را منتشر كردند كه آبستن حوادث، تهمت ها و اظهار نظرهاي زيادي شد.
به گزارش سايت دانشجويان مستقل، حدودا پنج ماه قبل از رخداد اين حادثه در دانشگاه اميركبير برخي از دانشجويان دانشگاه اميركبير همچون احمد قصابان، مجيد توكلي و احسان منصوري در فشم با همديگر جلسه مي گذارند و راهكارهاي خروج از فضاي آرام دانشگاه را بررسي مي كنند.
بر اساس اين گزارش، اين زمان تقريبا مطابق زماني است كه نمايندگان تشكل هاي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل، بسيج دانشجويي، دفتر تحكيم وحدت، جامعه اسلامي دانشجويان، جنبش عدالتخواه دانشجويي، اتحاديه تشكل هاي دانشجويي دانشگاه ازاد، سازمان اسلامي دانشجويان ايران و مجمع تشكل هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه آزاد نيز در فكر ايجاد يك فضاي با نشاط با محوريت دانشجويان مسلمان با تاكيد بر وحدت در منافع ملي بودند و جلسات مداومي را براي رسيدن به نتيجه برگزار مي كردند.
اما پسران نابغه ي دانشگاه امير كبير و همكلاسي هاي خائني همچون افشاري، پس از بررسي موضوع ولايت فقيه به اين نتيجه مي رسند كه ديگر اين موضوع نمي تواند فضاي دانشگاه را به سمتي ببرد كه بتواند بازخوردي كشوري داشته باشد و آنها راهكار خروج از وضعيت فعلي را در اهانت به مقدساتي همچون پيامبر اكرم مي بينند كه بايد با زير سؤال بردن احترام و تقدس ايشان ديگر محلي براي ديگر مقدسات، همچون ولايت فقيه نگذاريم و با همديگر به اين اعتقاد مي رسند كه دانشگاه نياز به يك حركت انفجاري دارد.
البته نمايندگان تشكل هاي دانشجويي نيز درست در همين روزها در حال نگارش منشور جنبش دانشجويان ايران اسلامي هستند تا بتوانند با تعيين نقاط مشترك خود همچون منافع ملي و اعتقادات ديني در جهت ايجاد يك فضاي سالم رقابتي و با در نظر گرفتن نقاط اشتراك خود گام بردارند تا اولين منشور تاريخ جنبش دانشجويي را به نام اين نسل ثبت نمايند.
پس از توافق بر سر كليت اين طرح آنها كار نگارش مقالات و آماده سازي نشريات را مابين خود تقسيم مي كنند كه بر اين اساس احمد قصابان مسئول نگارش مقاله فاحشه ها در كجاي شهر بيشترند؟ و مجيد توكلي نيز مسئول نگارش هيچ كس مقدس نيست و كلاغ ها مي گردد. همچنين احسان منصوري نيز در شب قبل از ماجرا صفحه بندي و آماده سازي نشريه را انجام مي دهد، تا به خيال خود بتوانند در جهت خروج از فضاي رخوت در دانشگاه گام مهمي بردارند.
و البته دقيقا در همين زمان و به مناسبت ۱۰ ارديبهشت ماه روز ملي خليج فارس و همچنين پرده برداري از منشور جنبش دانشجويان ايران اسلامي، دانشجويان ايراني به دعوت تشكل هاي دانشجويي لبيك گفتند و در بزرگترين همايش دانشجويي سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي شركت نموده و در مسير تهران تا كنار آب هاي نيلگون خليج فارس شركت كردند.
ساعت ۵ صبح روز ۱۰ ارديبهشت ماه احسان منصوري نشريات آماده شده را به علي صابري مي دهد تا اقدامات لازم را در جهت چاپ نشريان انجام دهد. البته اين روند پيش از اين نيز توسط علي صابري براي چاپ نشريات انجام مي شده است و احتمال اينكه وي از مطالب اين نشريات اطلاعي نداشته است، وجود دارد.
اما به هر ترتيب وي پس از آماده شدن نشريات آن را به دانشگاه مي برد و عباس حكيم زاده به همراه احمد قصابان نشريات چاپ شده را در ۳ نقطه دانشگاه قرار مي دهند.
البته بايد اشاره كرد كه عباس حكيم زاده در عين عدم دخالت در امور اجرايي از ماجراي نشريات آگاهي داشته است و به همين دليل مورد اعتماد براي پخش در دانشگاه قرار مي گيرد.
اما نكته جالب اينجاست كه برخلاف انتظار پسران نابغه مطالب نشريات نه تنها مورد استقبال دانشجويان قرار نمي گيرد بلكه اكثر آنها نسبت به مطالب مندرج در نشريات معترض مي شوند و در اين هنگام به نظر مي رسد كه علي صابري تازه متوجه مي شود نشرياتي را كه براي چاپ رفقايش به وي دادند چه مطالب توهين آميز و بي پايه اي دارد و به پيش دوستانش مي رود و محكم به سر خود مي كوبد كه دانشجويان نسبت به مطالب چاپ شده معترض هستند.
اما مجيد توكلي به دوستان خود آرامش مي دهد و مدعي مي شود كه لحظه اي به او اجازه بدهند وي كارها را درست مي كند و بعد در بين دانشجويان حاضر شده و مدعي مي شود كه اين نشريات را بسيجي ها زده اند! تا ما را خراب كنند و اين طرح براي اولين بار توسط مجيد توكلي براي خروج از بن بست پيش آمده مطرح مي گردد كه البته در روزهاي بعد توسط برخي رسانه ها همچون ايلنا و ايسنا پرورش پيدا مي كند و طراحان اين پروژه به صورت جانبدارانه اي از طرف سياست گذاران اين رسانه ها مورد حمايت واقع مي شوند.
و سناريوي اتهام به دانشجويان مذهبي دانشگاه كليد مي خورد، كه هر روز با دروغ پردازي از طرف جريان افراطي رقم مي خورد.
البته آنها به دنبال اين بودند تا از فضاي گل آلود موجود در دانشگاه بيشترين استفاده را ببرند و پروژه برگزاري انتخابات انجمن جعلي و غير قانوني دانشگاه را نيز برگزار نمايند كه دانشجويان عضو اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر كشور با حضور گسترده خود كه البته به دليل هماهنگي يك روزه اين تحصن قطره اي از ظرفيت دانشجويي اين اتحاديه بود. نسبت به انجام اين انتخابات غير قانوني معترض شدند و حمايت خودشان را از انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير كه به حق در اين ماجرا مظلوم واقع شده بود اعلام نمودند و برنامه براندازي نرم آنها را با مشكل روبرو كردند. تا جايي كه آنها مجبور به تعويق اين كار غير قانوني خود در دانشگاه شدند.
اما متحصنين در مقابل دانشگاه مطالبات ديگري را نيز پيگيري مي كردند و آن پيگيري دقيق اين حادثه از سوي مراجع ذي صلاح و اخراج آنها از صحن مقدس دانشگاه بود و اين مطالبات به حق جريان دانشجويي مسلمان بالاخره نتيجه داد و در اولين گام پس از دستگيري احمد قصابان، علي صابري (دبير انجمن منحل شده دانشگاه اميركبير) و عباس حكيم زاده (فردي كه بيشترين مصاحبه ها را با رسانه هاي غربي داشته است) نيز بازداشت مي شوند.
اما با گذشت چند وقت از اين ماجرا مجيد توكلي به دوستان خود كه برخي از آنها صاحبان نشرياتي بودند كه توسط وي و دوستانش جعل شده بود معترف مي شود كه اين كار وي بوده است و لوگوي نشريات را ايشان در اختيار داشته و مطالب را با نام نشريات مختلف به چاپ رسانده، كه يكي از دانشجويان به نام خليل پور نسبت به اين كار وي معترض مي شود و درگيري بين آنها رخ مي دهد. كه يكي از نتايج اين درگيري افشاي پشت پرده اين ماجرا و دستگيري ديگر مجريان اين پروژه است.
در روز چهارشنبه ۳۰ خردادماه در زندان اوين جلسه اي با حضور بازداشت شدگان و اساتيد مختلف دانشگاه از طيف هاي مختلف فكري و سياسي برگزار مي گردد كه بازداشت شدگان در مقابل اساتيد دانشگاهيشان به كارهاي انجام گرفته خود اعتراف مي كنند و هرگونه اعتراف خود را از روي شكنجه رد مي نمايند.
همچنين در روز دوشنبه ۴ تيرماه خانواده هاي بازداشت شدگان با آنها ديدار و گفتگو كردند كه از حال مساعد فرزندان خود خبر دادند و هرگونه برخورد فيزيكي با فرزندان خود را رد كردند.
اما پس از اين جلسه فردي به نام ابوالحسني مدعي شد كه احمد قصابان در اين جلسه به مادر خود مي گويد كه من هرچه را كه اعتراف كردم دروغ بوده است!
كه اين ادعا باعث مي شود كمي فضاي دانشگاه به سمت تشنج كشيده شود اما طبق صحبت هاي انجام شده با مادر قصابان وي چنين حرف هايي را تكذيب مي كند و در خصوص برخورد با فشار و شكنجه مي گويد: من مادر هستم، و هر روز دارم با فرزندم در زندان اوين صحبت مي كنم و مي دانم كه او هيچگونه اضطرابي ندارد!
و اين پرونده همچنان مفتوح مي باشد….
البته همچنان سوالاتي همچون انتشار اين خبر پيش از رخداد آن توسط سايت روزنا متعلق به اعتماد ملي و ارتباط اين حادثه با عوامل بيرون دانشگاه و حلقه متصل كننده اين ارتبط وجود دارد كه مي توان آن را از ماجراي بدست آمده مهمتر دانست چرا كه اين افراد از نگاه طراحان اصلي خارج دانشگاه نقشي همچون دستمال كاغذي را دارند و به راحتي مي توانند فردا و فردا بازهم از اين گونه اقدامات را طراحي نمايند.
نوشتن دیدگاه
جولای 3, 2007 در 5:51 ب.ظ (Uncategorized)
دولت آقاي احمدي نژاد از روزي كه تشكيل شده كارهاي بزرگي را كه در دولتهاي سابق جرات انجامش را نداشتند به سرانجام رسانده .
مقابله با مافياي اقتصادي ، ارتباط تنگاتنگ با مردم در سفرهاي استاني ، تكميل پروژه سد سيوند و راه اندازي آن ، ايستادگي مردانه در برابر زياده خواهي دنياي استكبار در رابطه با انرژي هسته و دفاع تمام عيار از حق مسلم كشور و نسلهاي آينده و اخيراً سهميه بندي بنزين و شروع به ساخت دو پالايشگاه بنزين .
دولتهاي پيشين بر ضرورت كنترل بي رويه مصرف بنزين اذعان داشتند ولي نمي خواستند با سهميه بندي آن آراء و افكار عمومي را از خود رنجيده خاطر كنند . براي انها راي بيشتر بمنظور رسيدن به قدرت مهمتر از آينده كشور بود و اگر رفاه مردم برايشان اهميت داشت بايد اقداماتي را در گذشته انجام مي دادند تا در چنين وضعيتي با اين گرفتاريها روبرو نمي شديم .
آنها مي بايست بستر لازم را براي كنترل سوخت ايجاد مي كردند . توسعه شبكه لوله كشي گاز به تمامي شهرها . ايجاد پمپهاي گاز طبيعي در كنار پمپ بنزين . گسترش شبكه برق رساني به روستاها و برقي كردن پمپهاي آب و …
حالا دولت آقاي احمدي نژاد بايد چوپ سهل انگاري اونها را بخورد . از يك طرف به جايي رسيده ايم كه سهميه بندي بنزين يك ضرورت انكار ناپذيره و از طرفي ساختار و ساز و كار آن مهيا نشده و از طرف ديگر علاوه بر رفع نواقص طرح بايد جوابگوي شانتاژهاي تبليغاتي همانهايي باشد كه در دوره حكومتشان اين كارها را مي بايست انجام مي دادند .
و اما مهمترين نواقص طرح كه مي بايست به آنها پرداخت بدين شرح است :
1- با توجه به اينكه خودروهاي موجود در كشور هركدام ميزان مصرف متفاوتي دارند بايد سهميه بندي بر آن اساس تغيير يابد . مثلاً ميزان مصرف پيكان سواري و پرايد و پژو 206 و سمند و … متفاوت هستند .
2- براي مسافرتها سهميه بنزين اختصاص داده شود .
3- در شهرهاي بزرگ كه مسافت طي شده براي رسيدن به مقصد زياده به طور ظبيعي مصرف هم بالا مي رود .
4- از توليد خودروهاي پرمصرف جلوگيري شده و خودروسازان تحت فشار قرار گيرند تا ميزان مصرف سوخت خودروهاي توليدي خود را پائين آورده و به استانداردها جهاني نزديك كنند .
5- سهميه اي براي پمپهاي آب كشاورزان مخصوصاً در فصل كشاورزي در نظر گرفته شود و همينطور براي تراكتورها .
6- براي مقابله با بازار سياه ناشي از سهميه بندي سوخت ، بنزين با قيمت آزاد و معقول عرضه شود .
7- در تحويل كارت سوخت خودروهايي كه تاكنون كارت دريافت نكردند تسريع شود . پيشنهاد مي كنم همچون كارت سوخت موتورسيكلت با ارائه فرم ثبت نام اينترني كارت سوخت صادر شود .
8- همزمان با افزايش جايگاههاي سوخت گاز CNG خودروهاي توليد سالهاي اخير به منبع سوخت گازي مجهز شوند .
9- ساخت پالايشگاههايي كه شروع شده با جديت دنبال شود .
10- براي رضايت مندي مردم از افزايش خود سرانه كرايه تاكسي ها جلوگيري شود .
11- براي سواري هاي مسافر كش كه منبع در آمد معاش روزانه خود را از اين طريق تامين مي كنند سهميه خاص در نظر مي گيرند .
12- براي افراد معلول و جانباز كه مجبورند مدام از خودرو استفاده كنند سهميه اضافي در نظر گرفته شود .
به اميد توفيق روز افزون دولت عدالتخواه
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر / يا علي
نوشتن دیدگاه
جولای 3, 2007 در 5:50 ب.ظ (Uncategorized)
پس از انتشار فیلم مصافحه آقای خاتمی با دخترهای ایتالیایی بحثهای داغی در سطح رسانه ها و مخصوصا از جانب طرفداران ایشان و منتقدین مطرح بوده و هست . بعلت حساسیت موضوع و اثرات منفی که بر جامعه گذاشته لازم دیدم برای تنویر افکار عمومی بیشتر به این موضوع بپردازم .
نفس دست دادن یک مسلمان با نامحرم به استناد احکام دین حرام هست و غیر قابل توجیه والبته انتشاراین عمل هم نادرست ، ولی باید این را در نظر بگیریم نه دنیای امروز محیط بسته ای هست که بتوان اطلاعات را در حوزه ای مخفی کرد و نه آقای خاتمی شخصیت عادی هستند که عملکرد او فقط مربوط به خودش بوده و تبعات آن جامعه را در برنگیرد .
از روزی که فیلم در سایتهای خارجی قرار گرفت و برای اولین بار توسط سایت بازتاب منتشر گردید هر دو گروه مرتبط در این قضیه مواضع متفاوتی را اتخاذ کردند .
در ابتدا موضوع با احتیاط مورد نقد قرار گرفت و افکار عمومی منتظر عذرخواهی آقای خاتمی بودند که متاسفانه طرفداران ایشان روش غیر منطقی را اتخاذ کرده و دفتر گفتگوی تمدنها با ناشی گری و آقای خرازی با ساده انگاری سعی در توجیه کار ایشان نمودند غافل از اینکه اینجا کشور اسلامی هست و مردم ارتکاب گناه آنهم از سوی یک مسئولی که 8 سال زمام امور کشور را در دست داشت برنمی تابند .
باشکست این طرح رسانه های وابسته تلاش کردند تا صورت مسئله را مخدوش کنند و با یک حرکت رو به جلو مطرح کردن این موضوع را در جهت تخریب شخصیت آقای خاتمی قلمداد کردند و حتی بعضی از وبلاگهایی که از سایتهای وابسته به جناح دوم خرداد خط می گرفتند نقد از ایشان را به مثابه تخریب پایه های نظام دانسته و منتقدین را ضدانقلاب خطاب می کردند .
غافل از آنکه انقلاب و نظام اسلامی قائم به شخص نیست . چه بسا مسئولین بلند مرتبه و برجسته تاثیرگذار رفتند ولی انقلاب و نظام هنوز پابرجاست و به پیش می رود .
پس از آنکه دیدند افکار عمومی با این طرح هم اقناع نشد دست به ترفندی دیگر زدند که به نظرم بسیار خطرناک هست .
آقای میبدی با استناد غلط به فقه و احکام اسلامی تلاش کرد تا گناه ایشان را موجه جلوه دهد و بدتر از آن برای اینکه راه را برای دیگر تخلفات آشکار جناحشان باز گذارد به مراجع تقلید توصیه کردند تا در مورد اینگونه احکام تجدید نظر کنند و برای خواسته خود مثالهایی هم آوردند که برای اهل فن غیر قابل قبول و باور بود .
مگر چه ضرورتی داشت تا آقای خاتمی شخصاً به سمت دختران رفته و ضمن گفتگو با آنان مصافحه کند ؟! اگر دست نمی دادند شخصیت ایشان لکه دار و یا اسلام و انقلاب اسلامی در عرض خطر قرار می گرفت ؟ بنده در واکاوی رفتار ایشان یک گریزی می زنم به دوره اصلاحات و در واقع ریشه اینگونه رفتار خلاف عرف و دین را در آن دوران می دانم .
بعد پیروزی آقای خاتمی در دوم خرداد 76 تئوریسینهای جبهه دوم خرداد تلاش کردند تا رای به خاتمی را رای بمنزله رویگردانی مردم از اسلام و انقلاب و امام (ره) قلمداد کنند و رویه ای را در پیش گرفتند که ملت فراموش شد و همه هم و غمش این گروه تحمیل دمکراسی آنهم از نوع غربی اش بر این مردم مومن انقلاب کرده بود .هر روز طرحی و پروژهای هماهنگ و نشات گرفته از غرب مطرح می شد . کار به جایی رسید که گفتند ما امام و راه او را لازم نداریم و اگر مردم روزی انقلاب کردند و او را به رهبری برگزیدند تحت تاثیر شرایط آن روزگار بوده و حالا باید او را به تاریخ سپرد که اینگونه هم کردند . جوانان را وارد عرصه های سیاسی کرده و در کشمکشهای سیاسی آنها را بکار گرفته و برای عقب نشینی نظام از مواضع اصولی خود توقعات آنها را تا آن حد بالا بردند که اکنون جوانان تربیت یافته آن دوران همه چیز را برای خود می خواهند و از جامعه طلبکار بوده و مسئولیتی در قبال آن احساس نمی کنند . غرب را قبله آمال خود می دانند و از دین و فرهنگ خود شناخت کافی ندارند و …
اصلاح طلبان دین را افیون جامعه می دانستند و د ردوران آنها مردمی که از مراجع تقلید تبعیت می کردند به میمون تشبیه داده شدند و احکام اسلامی را عقب مانده و آن را تا حد عبادات فردی تنزل دادند . بسیاری از قوانین دین را غیر ضروری دانسته و جایگاه رهبری معنوی مراجع را زیر سئوال بردند . ارتباط بین دختر و پسر را توجیه شرعی می کردند و در صورت مقاومت مومنین بر آنها تاخته و متحجرشان می نامیدند .
این طرحها را به امید همراهی توده مردم یکی پس از دیگری اجرا کردند و در نهایت پس از 8 سال تلاش مستمر برای دین زدایی انتظار داشتند تا مردم به آنان آفرین گفته و با انتخاب مجددشان در دور سوم حکومت، بساط اسلام و انقلاب را از ریشه برکنده و جمهوری اسلامی را آنچان که دشمنان اسلام می خواستند استحاله کنند ولی با عنایت خداوند و هوشیاری مردم آنگونه نشد که آنان و اربابانشان می خواستند و به واقع باید گفت خطر از بیخ گوش مردم رد شد .
گرچه مردم از آنها رویگردان شده و می بایست دوم خردادی ها به اشتباه خود پی برده و به آغوش میهمن باز می گشتند ولی آنها بر افکار غلط و انحرافی خود پافشاری کرده و می کنند .
اخیرا با ویزای ویژه بوش آقای خاتمی به آمریکا سفر کردند چرا ؟ بوش گفت می خواهم اسلام متفاوتی را ببینم . آری اسلام آمریکایی که حضرت امام خمینی (ره) خطر آنها سالیان پیش گوشزد کرد و آنجا که در وصیت نامه ارزشمندشان فرمودند نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیافتد که در دوران اصلاحات مصداق آن سخن حکیمانه امام همام پدیدار شد. نامحرمانی که با پوستین دین بر طبل بی دینی می کوبیدند . نا اهلانی که اهل سازش با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب بودند و از طرح آن عبایی نداشتند .
گفتگو در باره دوم خردادی ها و رفتار و عملکردشان وقت زیادی را می طلبد که در حوصله این یادداشت نمی گنجد و هدف از گریز به آن دوران ریشه یابی رفتار آقای خاتمی بود و به نظر میرسد آقای خاتمی و اطرافیان ایشان بر اسلامی غیر از اسلام امام و مردم پایبندند و در اسلام انان پذیرفتن ذلت و سر خم کردن در برابر دنیای استکبار قابل توجیه هست . مصاحفه با دختران که جای خود دارد .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یا علی
نوشتن دیدگاه
جولای 3, 2007 در 5:48 ب.ظ (Uncategorized)
در سوم تير ملت یکپارچه فریاد عدالتخواهی سر داد و با رای خود نشان داد که علی رغم خواست دشمنان قصم خورده اسلام و انقلاب از امام و راه و اندیشه او دست نکشیده است .
ولی بعضی از دوستان غافل همنوا با دشمنان دولت منتخب مردم را آماج حملات خود قرار داده اند .
اين روزها هجمه به دولت نهم در تيتر اول وسرمقاله هاي بسياري از روزنامه ها شده ، هر يك به نوعي دستاوردهاي آن را كمرنگ و با بزرگنمايي مشكلات كشور به تخريب چهره اصولگرايان می پردازند .
روزنامه ايران در تاریخ 26 خرداد پايان سفرهاي دولت با 6 هزار مصوبه را تيتر نخست خود كرد و از اجرايي شدن 72 درصد مصوبات اين سفرها خبر داد. اما يك روز بعد روزنامه همبستگي سرمقاله خود را به اين موضوع اختصاص داد و تحت عنوان اشكالات سفرهاي استاني رئيس جمهور نوشت: “دستاورد اين سفرها هر چه باشد هيچ گاه نمي تواند دستمايه رئيس جمهور بعدي باشد زيرا در پايان، بي حب و بغض، دستاورد اين سفرها حداقل به صورت محرمانه در دفتر رئيس جمهور باقي خواهد ماند و رئيس جمهور بعدي با نگاهي گذرا به پوشه سفرهاي استاني لابد دستور بايگاني آن را صادر خواهد كرد”
اعتماد ملي نيز اين موضوع راتيتر اول شماره (29 /3) ساخت و ذيل وعده هاي سفرهاي استاني در تعليق به انعكاس پاسخ كميسيون اقتصادي به سوال نمايندگان اقليت مجلس در سال 84 پرداخت كه از رديف بودجه تأمين مالي مصوبات استاني پرسيده بود.
موضوع نامه تعدادي از اقتصاددانان به رئيس جمهور سوژه ديگري بود كه اين هفته نيز بهانه تخريب دولت قرار گرفت و از همان روز اول هفته صداي عدالت درتيتر نخست خود نوشت: پاسخ تند دولت به اساتيد اقتصاد . آفتاب يزد در همين روز (26/3) در سرمقاله خود باعنوان 57 نفر به جاي همه بامقايسه شرايط زماني انتشار دو نامه كارشناسان اقتصادي به رئيس جمهور نوشت : يكي از مهمترين مباني مورد اشاره درنامه خرداد 85، انتقاد از تصميم گيري عجولانه و عدم توجه به مباني كارشناسي در تصميم گيري هاي دولت بود، اما پنجاه و هفت اقتصاددان سرشناس كشور، درنامه جديد خود باآسودگي بيشتر به طرح اين نكات پرداختند زيرا در فاصله خرداد 85 و خرداد 86، هم رئيس مركز پژوهش هاي مجلس در مناسبت هايي بر عجولانه بودن و كارشناسي نبودن برخي تصميمات دولت تاكيد كرده بود و هم نائب رئيس مجلس نگراني خود را از عدم وجود استراتژي مشخص در بعضي تصميم گيري هاي دولت به صراحت بيان داشت.
درهمين روز روزنانه همبستگي كه سرمقاله خود را به تكراري بودن مصوبات دولت دراستان ها اختصاص داده بود در سرصفحه خود از قول نماينده بندر عباس نوشت: دولت خودسرانه بر اجراي تصميمات غيركارشناسي خود اصرار دارد
اين نماينده فراكسيون اقليت مجلس سياست هاي دولت احمدي نژاد را بر مبناي لجبازي سياسي با دولت هاي گذشته دانست وآنها را مغاير با هر آن چيزي خواند كه متخصصان فن مي گويند.
كارگزاران هم يك روز بعد (27/3) با درشت ترين حروف تحت عنوان جمع بندي پژوهشگران امور پولي و بانكي نوشت: نظام پولي آشفته شده است اين روزنامه درشماره بعدي خود نيز آمار سازي بانك هاي دولتي را به نقل از مدير عامل بركنار شده بانك تجارت تيتر اول كرد و نوشت: امروز به راحتي مي توان آمارهاي 35 و 45 درصدي را در جذب سپرده، ظرف مدت يك ماه ساخت و ارائه كرد.
روزنامه سرمايه هم درشماره (30/3) با درج كاهش 33 درصدي قدرت خريد كارگران در تيتر اول خود نوشت: مقايسه قدرت خريد كارگران در 28 سال گذشته نشان مي دهد كه قدرت خريد حقوق واقعي كارگران از سال 85 تاكنون يك سوم كاهش يافته است.
بحث سهميه بندي بنزين كه طي روزهاي اخير بهانه مناسبي براي تخريب دولت گرديده وبخش قابل توجهي از فضاي مطبوعات را به خود اختصاص مي دهد همچنان ادامه دارد. آفتاب يزد چهارشنبه (30 / 3) در سرمقاله خود به مخالفت با سهميه بندي بنزين پرداخته و آن را در تضاد با شعارهاي ارزشي اصولگرايان توصيف كرده است.
اين روزنامه همچنين اظهارنظر يكي از نمايندگان اقليت مجلس را تيتر كرد كه ادعا كرده بود: دولت نهم پرهزينه ترين دولت بعد از انقلاب است .
اعتماد (30/3) درتيتر اول خود هجمه از دولت را به همه اصولگرايان تسري داد و نوشت : درآمد صد ميليارد دلاري پاشنه آشيل اصولگرايان اين روزنامه با اشاره به طرح تثبيت قيمت بنزين در آخرين روزهاي سال گذشته آن را از قول رئيس مجلس عيدي اصولگرايان به مردم در شب عيد دانست و نوشت: اما عيدي اصولگرايان به سرانجامي رسيده است كه اكنون مي توان آثار آن را مقابل پمپ بنزين ها ديد.
روزنامه اعتماد درابتداي اين گزارش خود به انگيزه طرح اينگونه مباحث توسط روزنامه موسوم به اصلاح طلب اشاره كرده و مي نويسد: در واقع هرچه به زمان انتخابات مجلس هشتم نزديك مي شويم، علاوه بر افكار عمومي ميل گروه هاي منتقد براي نقد عملكرد اصولگرايان حاكم بر مجلس و دولت بيشتر مي شود.
شايد بر همين اساس بود كه روزنامه همبستگي (30 / 3) درتيتر اول خود از300 تذكر به رئيس جمهور و دولت خبر داد و اين امر كم سابقه درتاريخ مجلس را شب متشنج شدن جلسه علني ديروز (29 / 3) مخابره كرد. چرا كه نائب رئيس مجلس قرائت اسامي تكراري 20 تا 25 نفر در پاي 15 تذكر را سبب تلف شدن وقت مجلس دانسته بود كه همين امر موجب تشنج درمجلس گرديد. اين درحاليست كه روزنامه كيهان يك روز پيش از توافق يك گروه بيست وچند نفره اقليت مجلس خبر داده بود كه در پاسخ به گلايه محمد علي ابطحي از كم تحركي نمايندگان فراكسيون اقليت تصميم گرفته اند با نطق پيش از دستور، تذكر وسوال براي حمله به دولت واصولگرايان بهره گيرند.
از همين رو، روزنامه رسالت (30/3) در سرمقاله خود فضاسازي انتخاباتي و مديريت اذهان و ساماندهي به سازمان رأي را از اولويت هاي گروههاي دوم خردادي برشمرد كه از هم اكنون كه حدود 9 ماه به انتخابات مانده در دستور كار قرارگرفته است.
اين روزنامه با دفاع از عملكرد باهنر جهت عدم قرائت نام 300 نفر كه موجب اتلاف وقت مجلس مي گردد، مي نويسد: طبيعي است كه هر يك از اضلاع رقابت انتخابات مجلس هشتم حق دارد براساس تدابيري كه مي انديشد به شكل دهي فضاي دلخواه خود بينديشد. اما اين فضاسازي نبايد مغاير مصالح ملي و منافع مردم باشد.
اینها تیترهای یکی دو روزه روزنامه های زنجیره ای مخالف هستند که به خیال خود دولت را نقد می کنند ولی آنچه که در نوشتار آنها کمتر به چشم می خورد انتقاد سازنده هست .
امروز شاهد بروز حلقه های دیگری از پروژه فریب هستیم . به دنبال ایجاد گرانی کاذب و اتحاد رقبای دیروز رسانه ها هم وارد عرصه شده و اخیرا هم تصمیم گرفته اند تا وبلاگهای وابسته را هم سازماندهی کرده و برای نیل به اهداف خود بکار گیرند . امروز دولت به بهانه نقد آماج شدیدترین تخریبهاست و جالب است که بعضی از یاران دیروز هم به جبهه مخالفین پیوسته اند !
امروز مدافعین عدالت باید خود را برای یک مبارزه همه جانبه با زیاده خواهان آماده نمایند چرا که عدالتی خواهی و عدالت گستری هزینه بردار است و سخت .
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر / یا علی
نوشتن دیدگاه
ژوئن 22, 2007 در 10:12 ب.ظ (Uncategorized)
اول تير 2 نصف شب با صداي تنفس تند پدرم از خواب بيدار شدم . پدرم به بيماري آسم دچار بود و آن شب حمله شديد آسمي باعث شد تا ما فكر كنيم براي هميشه از دست داديمش ولي به لطف خدا و تلاش دكترها بعد از 45 دقيقه احيا شد و دوباره به زندگي لبخند زد .
آنشب من از حال خودم خبر نداشتم ولي خانمم مي گفت حين انتقال پد ربه بيمارستان فقط نام مولايمان را به آرامي زمزمه مي كردم و از او شفاي پدرم را مي خواستم . آن شبِ سخت گذشت و بعد از نماز صبح راهي بيمارستان ديگري شديم تا پدر را در آنجا بستري كنيم .
مجبور بودم همراه ايشان بمانم و بدينجهت از انتخابات بي خبر بودم . هراز چند گاهي بچه ها زنگ مي زدند و نتايج نظر سنجي ها را بهم مي گفتند . اما خاطره اي كه مي خواهم برايتان تعريف كنم از روز سوم تير است روزي كه ملت يكصدا عدالت را فرياد زدند .
پدرم چند سالي بود كه مريض بود و از طرفي سواد نداشت و به انتخابات و مسائل سياسي روز توجهي نمي كرد و من هركس را كه پيشنهاد مي كردم بهش راي مي داد ولي آن روز بخصوص رفتار عجيبي از او ديدم .
من كه تا صبح بيدار بودم مي خواستم كمي استراحت كنم كه پدر بيدارم كرد . گفت بلند شو بايد بريم ، گفتم كجا؟ دكترت گفته بايد چند روز ديگر هم در بيمارستان بماني تا به وضعيت عادي برگردي .
گفت نه بايد بريم راي دهيم راي گيري شروع شده خودم از تلويزيون ديدم . تعجب كردم ، دفعات قبل اينگونه عجله براي راي دادن را از او نديده بودم .
گفتم حتما صندوق راي توي بيمارستان مي آورند نگران نباش ، هر وقت آوردند ما هم راي مي دهيم .
گفت مطمئني . گفتم مطمئن . بعد چند لحظه دوباره بيدارم كرد و گفت شايد نياورند برو از شيفت بيمارستان بپرس تا مطمئن شويم . به خاطر او رفتم شيفت بيمارستان را كه پسر عموم بود پيدا كردم و آوردمش تو اتاق بابا . اونم زنگ زد خانمش كه سرپرست صندوق سيار بود و نگراني پدر را بهش گفت . همه تعجب كرديم كه اين دفعه بابام چرا اينقدر عجله داره كه به محمودي نجات(بابام به دكتر مي گفت) راي بده . من ديگه خواب از سرم پريده بود . ديدم بابا با نگاهش چيزي را مي خواد بگه . لبخندي زدم و گفتم چيه بابا چيزي لازم داري ؟ گفت به … خانم زنگ بزن بپرس پس چرا نميان . گفتم بابا اونا الان جاي ديگر هستند و حتما تا ظهر بيمارستان ما هم ميان ولي بابا دست بردار نبود . زنگ زدم گفتم كه زودتر بيان وگرنه از دست بابا خلاصي نخواهيم داشت . نيم ساعتي گذشت بابا چرتي زد وقتي بيدار شد ديدم داره از تخت مياد پائين . گفتم بابا هرچه ميخواي بگو برات بيارم . گفت نه مي خوام ببينم صندوق را آوردند يا نه . گفتم نه هنوز نياوردند . گفت شايد موقعي كه ما خواب بوديم آوردند ؟ گفتم نه من بيدار بودم ، گفت شايد خوابت برده خبردار نشدي . بالاخره با هم رفتيم ايستگاه پرستاري و ازشان سئوال كرد . دوباره برگشتيم تو اطاق.
خلاصه فكر كنم اين باباي ما منو بيش از بيست بار مجبور كرد دور بيمارستان دنبال صندوق بگردم كه شكر خدا صندوق پيدايش شد و بابا انگار كه مريض نيست سريع از تخت پياده شد و گفت زودباش بلند شو بريم اومدند . از جلوي اتاقها رد مي شديم مريضها را دعوت مي كرد كه بيان و به محمودي نجات راي بدن .
وقتي راي داد اومد و راحت خوابيد برخلاف من كه دلهره داشتم انگار كه مي دانست دكتر راي اول را خواهد آورد .
اون روز اون رفتار بابا برايم خيلي تعجب آور بود . بعدها گفت خواب ديدم كه محمودي نجات دين ما را نجات خواهد داد تازه متوجه شدم كه چرا دكتر را محمودي (نجات) لقب داده بود .
حامد طالبي پيشنهاد خوبي کرده . هرکس خاطره خود را از آن روز و لحظات ماندگار بنويسه و از پنج نفر هم دعوت کنه براي نوشتن خاطراتشان .
من چون دوستان زيادي را سراغ دارم که مي توانند از آن لحظات به يادماندني بنويسند چند برابرش کردم فلذا از دوستان عزيزم ابوذر منتظرالقائم - پويا پرتو ــ احسان آيتي ــ حجر رسولي ــ نافذ ــ بجا مانده ــ محمد ــ مجاهد ــ اميد حسيني ــ محمد بياگوي ــ امير عباس ــ نيکا فکور ــ اسماء ــ خادم الزهرا ــ مهدي فيض ــ نابغه ايراني! – گل دختر – خانم ناظم – زهرا – حاج هادي – حامد احسانبخش – فاطمه – سوزنبان – قلم رنجه – مجيد بذرافكن – ارمينه درخواست مي کنم اونها هم در اين طرح وبلاگ نويسي مشارکت کنند . يا علي
نوشتن دیدگاه